earthworks

[ایالات متحده]/ˈɜːθwɜːks/
[بریتانیا]/ˈɜrθˌwɜrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خاک حفر شده مورد استفاده برای ساخت و ساز؛ کارهای ساخت و ساز با خاک

عبارات و ترکیب‌ها

heavy earthworks

گودبرداری سنگین

earthworks project

پروژه خاکبرداری

earthworks contractor

پیمانکار خاکبرداری

earthworks design

طراحی خاکبرداری

earthworks equipment

تجهیزات خاکبرداری

earthworks analysis

تجزیه و تحلیل خاکبرداری

earthworks plan

برنامه خاکبرداری

earthworks site

محل خاکبرداری

earthworks operation

عملیات خاکبرداری

earthworks methodology

روش‌شناسی خاکبرداری

جملات نمونه

earthworks are essential for building foundations.

گودبرداری برای ساختن پی‌ها ضروری است.

the construction team began the earthworks last week.

تیم ساختمانی هفته گذشته شروع به انجام گودبرداری کرد.

proper planning of earthworks can save time and money.

برنامه‌ریزی مناسب برای گودبرداری می‌تواند در زمان و هزینه صرفه‌جویی کند.

earthworks can significantly alter the landscape.

گودبرداری می‌تواند چشم‌انداز را به طور قابل توجهی تغییر دهد.

heavy machinery is often used for large-scale earthworks.

ماشین‌آلات سنگین اغلب برای گودبرداری‌های بزرگ مقیاس استفاده می‌شوند.

they completed the earthworks ahead of schedule.

آنها گودبرداری را زودتر از موعد مقرر به پایان رساندند.

earthworks are often required for road construction.

گودبرداری اغلب برای ساخت جاده مورد نیاز است.

environmental impact assessments are crucial for earthworks projects.

ارزیابی‌های اثرات زیست‌محیطی برای پروژه‌های گودبرداری بسیار مهم هستند.

earthworks can involve excavation, filling, and grading.

گودبرداری می‌تواند شامل حفر، پر کردن و تسطیح باشد.

safety measures are important during earthworks operations.

اقدامات ایمنی در طول عملیات گودبرداری مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید