earwigging someone
شنیدن نامحسوسانه
earwigging in class
شنیدن نامحسوسانه در کلاس
earwigging conversations
شنیدن نامحسوسانه مکالمات
earwigging the gossip
شنیدن نامحسوسانه غایبهها
earwigging at work
شنیدن نامحسوسانه در محل کار
earwigging for information
شنیدن نامحسوسانه برای کسب اطلاعات
earwigging during meetings
شنیدن نامحسوسانه در جلسات
earwigging neighbors
شنیدن نامحسوسانه همسایگان
earwigging with intent
شنیدن نامحسوسانه با قصد
she was earwigging on their conversation without them noticing.
او بدون اینکه متوجه شوند، در حال گوش دادن پنهانی به صحبتهای آنها بود.
he caught her earwigging when she thought he wasn't looking.
او متوجه کرد که او در حال گوش دادن پنهانی است، در حالی که فکر میکرد او نگاه نمیکند.
earwigging can lead to misunderstandings if you misinterpret what you hear.
گوش دادن پنهانی میتواند منجر به سوء تفاهم شود اگر آنچه میشنوید را نادرست تفسیر کنید.
they were earwigging on the meeting from the hallway.
آنها در حال گوش دادن پنهانی به جلسه از راهرو بودند.
she didn't mean to be earwigging; she was just passing by.
او قصد نداشت گوش دادن پنهانی کند؛ او فقط از آنجا عبور میکرد.
he was earwigging on the gossip about the new manager.
او در حال گوش دادن پنهانی به شایعات درباره مدیر جدید بود.
earwigging can be tempting, especially when secrets are involved.
گوش دادن پنهانی میتواند وسوسهانگیز باشد، به خصوص وقتی که رازها درگیر باشند.
she felt guilty for earwigging on her friends' private chat.
او به خاطر گوش دادن پنهانی به چت خصوصی دوستانش احساس گناه میکرد.
he often found himself earwigging on the office gossip.
او اغلب خود را در حال گوش دادن پنهانی به شایعات اداری میدید.
they were caught earwigging and had to apologize.
آنها در حال گوش دادن پنهانی دستگیر شدند و مجبور به عذرخواهی شدند.
earwigging someone
شنیدن نامحسوسانه
earwigging in class
شنیدن نامحسوسانه در کلاس
earwigging conversations
شنیدن نامحسوسانه مکالمات
earwigging the gossip
شنیدن نامحسوسانه غایبهها
earwigging at work
شنیدن نامحسوسانه در محل کار
earwigging for information
شنیدن نامحسوسانه برای کسب اطلاعات
earwigging during meetings
شنیدن نامحسوسانه در جلسات
earwigging neighbors
شنیدن نامحسوسانه همسایگان
earwigging with intent
شنیدن نامحسوسانه با قصد
she was earwigging on their conversation without them noticing.
او بدون اینکه متوجه شوند، در حال گوش دادن پنهانی به صحبتهای آنها بود.
he caught her earwigging when she thought he wasn't looking.
او متوجه کرد که او در حال گوش دادن پنهانی است، در حالی که فکر میکرد او نگاه نمیکند.
earwigging can lead to misunderstandings if you misinterpret what you hear.
گوش دادن پنهانی میتواند منجر به سوء تفاهم شود اگر آنچه میشنوید را نادرست تفسیر کنید.
they were earwigging on the meeting from the hallway.
آنها در حال گوش دادن پنهانی به جلسه از راهرو بودند.
she didn't mean to be earwigging; she was just passing by.
او قصد نداشت گوش دادن پنهانی کند؛ او فقط از آنجا عبور میکرد.
he was earwigging on the gossip about the new manager.
او در حال گوش دادن پنهانی به شایعات درباره مدیر جدید بود.
earwigging can be tempting, especially when secrets are involved.
گوش دادن پنهانی میتواند وسوسهانگیز باشد، به خصوص وقتی که رازها درگیر باشند.
she felt guilty for earwigging on her friends' private chat.
او به خاطر گوش دادن پنهانی به چت خصوصی دوستانش احساس گناه میکرد.
he often found himself earwigging on the office gossip.
او اغلب خود را در حال گوش دادن پنهانی به شایعات اداری میدید.
they were caught earwigging and had to apologize.
آنها در حال گوش دادن پنهانی دستگیر شدند و مجبور به عذرخواهی شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید