snooping

[ایالات متحده]/snʊp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گوش‌دادن به صحبت‌های دیگران; جاسوسی participle

جملات نمونه

There’s a peculiar person snooping around.

یک شخص عجیب و غریب در حال جستجو در اطراف است.

Snooping, was he? That's a shabby trick.

جستجو می‌کرد، او بود؟ این یک حقه نامرتب است.

your sister might find the ring if she goes snooping about .

خواهرت ممکن است اگر به جستجو و کنجکاوی بپردازد، انگشتر را پیدا کند.

She caught her neighbor snooping around her backyard.

او همسایه خود را در حال جستجو در حیاط پشتی‌اش دید.

He was snooping through his sister's diary.

او در حال جستجو در دفتر خاطرات خواهرش بود.

The detective was snooping for clues at the crime scene.

مامور پلیس در صحنه جرم به دنبال سرنخ‌ها می‌گشت.

Stop snooping on my phone!

دست از تجسس در تلفن من بردارید!

She was caught snooping in her boss's office.

او در حال جستجو در دفتر رئیسش دستگیر شد.

I saw my nosy neighbor snooping around my mailbox.

من دیدم که همسایه کنجکاو من در حال جستجو در صندوق پستی من است.

The journalist was snooping for information on the scandal.

روزنامه‌نگار به دنبال اطلاعات در مورد رسوایی می‌گشت.

I don't like people snooping into my personal life.

من دوست ندارم مردم در زندگی شخصی من جستجو کنند.

She found her cat snooping in the kitchen cabinets.

او گربه خود را در حال جستجو در کابینت‌های آشپزخانه دید.

He was caught snooping around the restricted area.

او در حال جستجو در منطقه ممنوعه دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید