food eatage
غذا خوردن
caloric eatage
مصرف کالری
daily eatage
مصرف روزانه
portion eatage
مصرف سهمی
nutrient eatage
مصرف مواد مغذی
energy eatage
مصرف انرژی
excess eatage
مصرف اضافی
recommended eatage
مصرف توصیه شده
healthy eatage
مصرف سالم
average eatage
مصرف متوسط
eatage refers to the amount of food consumed.
مصرف غذا به میزان غذایی که مصرف میشود اشاره دارد.
the eatage of students has increased this semester.
مصرف غذا در بین دانشجویان این ترم افزایش یافته است.
monitoring eatage can help manage weight.
نظارت بر مصرف غذا میتواند به مدیریت وزن کمک کند.
high eatage often leads to health issues.
مصرف زیاد غذا اغلب منجر به مشکلات سلامتی میشود.
understanding your eatage is crucial for dieting.
درک میزان مصرف غذای شما برای رژیم غذایی بسیار مهم است.
he tracked his eatage to improve his fitness.
او برای بهبود تناسب اندام خود، میزان مصرف غذای خود را پیگیری کرد.
eatage can vary significantly between individuals.
مصرف غذا میتواند بین افراد به طور قابل توجهی متفاوت باشد.
reducing eatage can lead to better digestion.
کاهش مصرف غذا میتواند منجر به بهبود گوارش شود.
the restaurant's portion sizes affect eatage.
اندازه سهم رستوران بر میزان مصرف غذا تأثیر میگذارد.
she was surprised by her eatage during the holidays.
او از میزان مصرف غذای خود در تعطیلات متعجب بود.
food eatage
غذا خوردن
caloric eatage
مصرف کالری
daily eatage
مصرف روزانه
portion eatage
مصرف سهمی
nutrient eatage
مصرف مواد مغذی
energy eatage
مصرف انرژی
excess eatage
مصرف اضافی
recommended eatage
مصرف توصیه شده
healthy eatage
مصرف سالم
average eatage
مصرف متوسط
eatage refers to the amount of food consumed.
مصرف غذا به میزان غذایی که مصرف میشود اشاره دارد.
the eatage of students has increased this semester.
مصرف غذا در بین دانشجویان این ترم افزایش یافته است.
monitoring eatage can help manage weight.
نظارت بر مصرف غذا میتواند به مدیریت وزن کمک کند.
high eatage often leads to health issues.
مصرف زیاد غذا اغلب منجر به مشکلات سلامتی میشود.
understanding your eatage is crucial for dieting.
درک میزان مصرف غذای شما برای رژیم غذایی بسیار مهم است.
he tracked his eatage to improve his fitness.
او برای بهبود تناسب اندام خود، میزان مصرف غذای خود را پیگیری کرد.
eatage can vary significantly between individuals.
مصرف غذا میتواند بین افراد به طور قابل توجهی متفاوت باشد.
reducing eatage can lead to better digestion.
کاهش مصرف غذا میتواند منجر به بهبود گوارش شود.
the restaurant's portion sizes affect eatage.
اندازه سهم رستوران بر میزان مصرف غذا تأثیر میگذارد.
she was surprised by her eatage during the holidays.
او از میزان مصرف غذای خود در تعطیلات متعجب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید