ebriate quickly
به سرعت مبتلا شوید
becoming ebriated
در حال مبتلا شدن
ebriated state
حالت مبتلا شدن
he ebriated
او مبتلا شد
they ebriate
آنها مبتلا میشوند
ebriate responsibly
به صورت مسئولانه مبتلا شوید
often ebriated
مبتلا شدن معمولا
she ebriated
او مبتلا شد
ebriate oneself
خود را مبتلا کنید
he began to ebroiate after only a few glasses of wine.
او پس از نوشیدن تنها چند شیشه شراب شروع به ابریزش کرد.
the crowd started to ebroiate and become rowdy at the concert.
جمعیت در کنسرت شروع به ابریزش و شلوغ شدن کرد.
she warned him not to ebroiate himself before driving home.
او به او هشدار داد که قبل از راندن به خانه خود را ابریزد.
the bar staff refused to serve him any more, as he was clearly ebroiated.
کارکنان بار اینکه دیگر به او خدمت نکنند، چون به وضوح ابریزده بود.
the party quickly descended into chaos as guests began to ebroiate.
聚会迅速陷入混乱,因为客人开始喝醉了。
he tried to remain sober, but the potent punch began to ebroiate him.
او سعی کرد خود را باقی بگذارد، اما ضربه قوی شروع به ابریزش او کرد.
the effects of the ebroiate were evident in his slurred speech.
اثرات ابریزش در گفتار مبهم او آشکار بود.
the police questioned the suspect, who appeared heavily ebroiated.
پلیس متهم را بازبینی کرد که به نظر میرسد بسیار ابریزده بود.
she worried about her brother, who tended to ebroiate quickly.
او نگران برادرش بود که تمایل داشت سریع ابریزد.
the film depicted a group of friends who ebroiate and get into trouble.
فیلم یک گروه دوستان را که ابریزده و در مشکلی گیر میافتند، نشان میدهد.
the legal limit for ebroiate driving is strictly enforced.
محدودیت قانونی برای راندن ابریزده به صورت سختگیرانه اجرا میشود.
ebriate quickly
به سرعت مبتلا شوید
becoming ebriated
در حال مبتلا شدن
ebriated state
حالت مبتلا شدن
he ebriated
او مبتلا شد
they ebriate
آنها مبتلا میشوند
ebriate responsibly
به صورت مسئولانه مبتلا شوید
often ebriated
مبتلا شدن معمولا
she ebriated
او مبتلا شد
ebriate oneself
خود را مبتلا کنید
he began to ebroiate after only a few glasses of wine.
او پس از نوشیدن تنها چند شیشه شراب شروع به ابریزش کرد.
the crowd started to ebroiate and become rowdy at the concert.
جمعیت در کنسرت شروع به ابریزش و شلوغ شدن کرد.
she warned him not to ebroiate himself before driving home.
او به او هشدار داد که قبل از راندن به خانه خود را ابریزد.
the bar staff refused to serve him any more, as he was clearly ebroiated.
کارکنان بار اینکه دیگر به او خدمت نکنند، چون به وضوح ابریزده بود.
the party quickly descended into chaos as guests began to ebroiate.
聚会迅速陷入混乱,因为客人开始喝醉了。
he tried to remain sober, but the potent punch began to ebroiate him.
او سعی کرد خود را باقی بگذارد، اما ضربه قوی شروع به ابریزش او کرد.
the effects of the ebroiate were evident in his slurred speech.
اثرات ابریزش در گفتار مبهم او آشکار بود.
the police questioned the suspect, who appeared heavily ebroiated.
پلیس متهم را بازبینی کرد که به نظر میرسد بسیار ابریزده بود.
she worried about her brother, who tended to ebroiate quickly.
او نگران برادرش بود که تمایل داشت سریع ابریزد.
the film depicted a group of friends who ebroiate and get into trouble.
فیلم یک گروه دوستان را که ابریزده و در مشکلی گیر میافتند، نشان میدهد.
the legal limit for ebroiate driving is strictly enforced.
محدودیت قانونی برای راندن ابریزده به صورت سختگیرانه اجرا میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید