echoic memory
حافظه پژواکی
echoic response
پاسخ پژواکی
echoic feedback
بازخورد پژواکی
echoic signals
سیگنالهای پژواکی
echoic awareness
آگاهی پژواکی
echoic processing
پردازش پژواکی
echoic cues
نشانههای پژواکی
echoic representation
بازنمایی پژواکی
echoic tasks
وظایف پژواکی
echoic stimuli
محرکهای پژواکی
his echoic memory helps him recall sounds perfectly.
حافظه صوتی او به او کمک میکند تا صداها را به طور کامل به خاطر بسپارد.
she used echoic phrases to enhance her poetry.
او از عبارات صوتی برای تقویت شعر خود استفاده کرد.
children often have echoic speech when learning to talk.
کودکان اغلب هنگام یادگیری صحبت کردن، گفتار صوتی دارند.
the echoic nature of the song made it memorable.
طبیعت صوتی آهنگ آن را به یاد ماندنی کرد.
he has an echoic ability to mimic different accents.
او توانایی صوتی برای تقلید از لهجههای مختلف دارد.
her echoic laughter filled the room with joy.
خنده صوتی او اتاق را با شادی پر کرد.
echoic expressions are often used in storytelling.
عبارات صوتی اغلب در داستان سرایی استفاده می شوند.
they found echoic patterns in the data analysis.
آنها الگوهای صوتی را در تجزیه و تحلیل داده ها یافتند.
his echoic responses showed his deep understanding.
پاسخ های صوتی او نشان دهنده درک عمیق او بود.
echoic learning can enhance language acquisition.
یادگیری صوتی می تواند به تقویت کسب و کار زبان کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید