echoic

[ایالات متحده]/ˈɛkəʊɪk/
[بریتانیا]/ˈɛkoʊɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه به پژواک

عبارات و ترکیب‌ها

echoic memory

حافظه پژواکی

echoic response

پاسخ پژواکی

echoic feedback

بازخورد پژواکی

echoic signals

سیگنال‌های پژواکی

echoic awareness

آگاهی پژواکی

echoic processing

پردازش پژواکی

echoic cues

نشانه‌های پژواکی

echoic representation

بازنمایی پژواکی

echoic tasks

وظایف پژواکی

echoic stimuli

محرک‌های پژواکی

جملات نمونه

his echoic memory helps him recall sounds perfectly.

حافظه صوتی او به او کمک می‌کند تا صداها را به طور کامل به خاطر بسپارد.

she used echoic phrases to enhance her poetry.

او از عبارات صوتی برای تقویت شعر خود استفاده کرد.

children often have echoic speech when learning to talk.

کودکان اغلب هنگام یادگیری صحبت کردن، گفتار صوتی دارند.

the echoic nature of the song made it memorable.

طبیعت صوتی آهنگ آن را به یاد ماندنی کرد.

he has an echoic ability to mimic different accents.

او توانایی صوتی برای تقلید از لهجه‌های مختلف دارد.

her echoic laughter filled the room with joy.

خنده صوتی او اتاق را با شادی پر کرد.

echoic expressions are often used in storytelling.

عبارات صوتی اغلب در داستان سرایی استفاده می شوند.

they found echoic patterns in the data analysis.

آنها الگوهای صوتی را در تجزیه و تحلیل داده ها یافتند.

his echoic responses showed his deep understanding.

پاسخ های صوتی او نشان دهنده درک عمیق او بود.

echoic learning can enhance language acquisition.

یادگیری صوتی می تواند به تقویت کسب و کار زبان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید