sonic

[ایالات متحده]/'sɒnɪk/
[بریتانیا]/'sɑnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به سرعت صدا؛ مرتبط با صدا؛ مرتبط با موج صوتی.

عبارات و ترکیب‌ها

Sonic the Hedgehog

زامبوس سرعت

Sonic boom

بزرگ‌ترین صدای انفجار

Sonic speed

سرعت صوتی

Sonic drive-in

رستوران درایو این سونیک

جملات نمونه

The sonic boom could be heard for miles.

ضد صدا می‌توانست کیلومترها دورتر شنیده شود.

She loves the sonic speed of roller coasters.

او عاشق سرعت صوتی ترن‌های کوستر است.

The new video game features amazing sonic effects.

بازی ویدیویی جدید دارای جلوه‌های صوتی شگفت‌انگیز است.

The sonic waves can travel through water.

امواج صوتی می‌توانند از طریق آب عبور کنند.

The sonic screwdriver is a popular gadget in the sci-fi series.

پیچ‌گوشار صوتی یک گجت محبوب در مجموعه علمی-تخیلی است.

The concert hall is known for its excellent sonic quality.

سالن کنسرت به خاطر کیفیت صوتی عالی خود مشهور است.

The sonic boom from the jet startled the birds in the area.

ضد صدا از جت باعث ترسیدن پرندگان در منطقه شد.

The sonic waves can be used for medical imaging.

امواج صوتی می‌توانند برای تصویربرداری پزشکی استفاده شوند.

The band's new album has a unique sonic landscape.

آلبوم جدید گروه دارای یک چشم‌انداز صوتی منحصر به فرد است.

The sonic vibrations can be felt throughout the building.

لرزش‌های صوتی را می‌توان در سراسر ساختمان احساس کرد.

نمونه‌های واقعی

And the boom and the board was somewhat sonic.

و انفجار و تخته تا حدودی صوتی بود.

منبع: Gourmet Base

And my question is, who is Sonic the Hedgehog?

و سوال من این است، سونیک خارپشت کیست؟

منبع: Hobby suggestions for React

This can be heard from the ground as a sonic boom.

این را می توان از زمین به عنوان انفجار صوتی شنید.

منبع: The wonders of the universe.

We've taken sonic strolls, very carefully, through the understory, awash in frog music.

ما قدم زدن های صوتی برداشتیم، بسیار با دقت، در زیر درختان، غرق در موسیقی قورباغه.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American November 2021 Collection

And he expanded the sonic palette of their productions by introducing new instruments and equipment.

و او با معرفی سازها و تجهیزات جدید، پالت صوتی تولیدات آنها را گسترش داد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Dr Maldovan's invention, published in Physical Review Letters, is based on the idea of a sonic filter.

اختراع دکتر مالدووان که در مجله Physical Review Letters منتشر شده است، بر اساس ایده یک فیلتر صوتی است.

منبع: The Economist - Technology

The rubberised bitumen itself is flexible and slightly springy, which enables it to absorb more unwanted sonic energy.

خود آسفالت لاستیکی انعطاف پذیر و کمی فنری است که به آن امکان می دهد انرژی صوتی ناخواسته بیشتری را جذب کند.

منبع: The Economist - Technology

In other news, the United States says it has successfully tested its first prototype of a hyper sonic missile.

در اخبار دیگر، ایالات متحده می گوید که با موفقیت اولین نمونه اولیه موشک هایپersonic خود را آزمایش کرده است.

منبع: BBC Listening Collection March 2020

Wear red shoes. Sonic wears red shoes, you should wear red shoes. And you'll feel the difference right away.

کفش قرمز بپوشید. سونیک کفش قرمز می پوشد، شما هم باید کفش قرمز بپوشید. و بلافاصله تفاوت را احساس خواهید کرد.

منبع: Hobby suggestions for React

But they've had to spend decades researching ways to fix issues with supersonic travel like a little thing called Sonic boom.

اما آنها مجبور شده اند دهه‌ها برای تحقیق در مورد راه حل مشکلات سفر با سرعت صوت مانند یک چیز کوچک به نام انفجار صوتی وقت صرف کنند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید