eclat

[ایالات متحده]/eɪˈklɑː/
[بریتانیا]/eɪˈklɑː/

ترجمه

n. موفقیت یا تحسین درخشان
Word Forms
جمعeclats

جملات نمونه

the performance was full of eclat, captivating the entire audience.

اجرا مملو از درخشندگی بود و مخاطبان را مجذوب خود کرد.

her debut novel arrived with considerable eclat in the literary world.

اولین رمان او با درخشندگی قابل توجهی در دنیای ادبی منتشر شد.

the fireworks display ended with a final burst of dazzling eclat.

نمایش آتش‌بازی با آخرین انفجار خیره‌کننده درخشندگی به پایان رسید.

he achieved his goals with a remarkable display of eclat and skill.

او با نمایش چشمگیری از درخشندگی و مهارت به اهداف خود دست یافت.

the singer’s voice possessed an undeniable eclat that filled the concert hall.

صدای خواننده دارای درخشندگی انکارناپذیری بود که سالن کنسرت را پر کرد.

the team celebrated their victory with an explosion of eclat and joy.

تیم پیروزی خود را با انفجاری از درخشندگی و شادی جشن گرفت.

the dancer moved with an effortless eclat across the stage.

رقصنده با درخشندگی بی‌نظیری روی صحنه حرکت کرد.

the restaurant quickly gained an eclat reputation for its innovative cuisine.

رستوران به سرعت به دلیل آشپزی نوآورانه خود شهرت درخشانی به دست آورد.

the film’s opening scene was staged with considerable eclat and style.

صحنه آغازین فیلم با درخشندگی و سبکی قابل توجه صحنه پردازی شد.

despite the challenges, she maintained an air of quiet eclat.

با وجود چالش‌ها، او فضایی از درخشندگی آرام را حفظ کرد.

the athlete’s winning jump was a moment of pure eclat.

پرش برنده ورزشکار لحظه‌ای از درخشندگی خالص بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید