ecotypes

[ایالات متحده]/ˈiːkəʊtaɪp/
[بریتانیا]/ˈiːkoʊtaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جمعیت ژنتیکی متمایز از یک گونه که به یک محیط خاص سازگار شده است

عبارات و ترکیب‌ها

local ecotype

ecotype محلی

native ecotype

ecotype بومی

specific ecotype

ecotype خاص

ecotype variation

تغییرات ecotype

ecotype differentiation

تمایز ecotype

ecotype classification

طبقه بندی ecotype

ecotype adaptation

سازگاری ecotype

ecotype selection

انتخاب ecotype

ecotype distribution

توزیع ecotype

ecotype study

مطالعه ecotype

جملات نمونه

each ecotype has adapted to its specific environment.

هر اکوتایپ به محیط خاص خود سازگار شده است.

the ecotype of this plant thrives in dry conditions.

اکوتایپ این گیاه در شرایط خشک رشد می کند.

scientists study the ecotype to understand its survival mechanisms.

دانشمندان اکوتایپ را برای درک مکانیسم های بقای آن مطالعه می کنند.

different ecotypes can be found in various geographical regions.

اکوتایپ های مختلف را می توان در مناطق جغرافیایی مختلف یافت.

this ecotype exhibits unique traits compared to others.

این اکوتایپ ویژگی های منحصر به فردی در مقایسه با سایرین نشان می دهد.

ecotype classification helps in conservation efforts.

طبقه بندی اکوتایپ به تلاش های حفاظتی کمک می کند.

the researchers identified a new ecotype in the area.

محققان یک اکوتایپ جدید را در این منطقه شناسایی کردند.

understanding the ecotype is essential for habitat restoration.

درک اکوتایپ برای بازسازی زیستگاه ضروری است.

ecotypes can vary greatly in their genetic makeup.

اکوتایپ ها می توانند از نظر ترکیب ژنتیکی بسیار متفاوت باشند.

each ecotype plays a crucial role in its ecosystem.

هر اکوتایپ نقش مهمی در اکوسیستم خود ایفا می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید