live eels
سَلیمهای زنده
catching eels
گرفتن سَلیمها
fried eels
سَلیمهای سرخشده
electric eels
سَلیمهای برقی
fresh eels
سَلیمهای تازه
grilled eels
سَلیمهای گوشتشده
eel farms
کارخانههای پرورش سَلیم
cooking eels
پختن سَلیمها
smoked eels
سَلیمهای کبابشده
small eels
سَلیمهای کوچک
the fisherman carefully released the eels back into the river.
چهارم کشاورز با دقت ماهیهای گوشتی را دوباره به رودخانه برگرداند.
we saw several large eels swimming in the murky water.
ما چند ماهی گوشتی بزرگ را در آب کدر مشغول شنا کردن دیدیم.
eels are a delicacy in many asian cuisines.
ماهی گوشتی در بسیاری از غذاهای آسیایی یک گوشت خوشمزه است.
the children were fascinated by the wriggling eels in the tank.
کودکان به ماهی گوشتیهای لرزان در دریچه علاقه مند بودند.
he spent hours trying to catch eels with a simple line.
او ساعاتی صرف کرد تا با یک خط ساده ماهی گوشتی راگرفت.
the electric eel can deliver a powerful shock.
ماهی گوشتی الکتریکی میتواند یک ضربه قوی را ارسال کند.
eels migrate long distances to spawn in freshwater.
ماهی گوشتی به فاصلههای طولانی مهاجرت میکنند تا در آبهای شیرین تولید مثل کنند.
she grilled the eels with ginger and scallions.
او ماهی گوشتی را با زنجبیل و پیازچه سرخ کرد.
the river was teeming with eels during the spawning season.
در فصل تولید مثل، رودخانه با ماهی گوشتی پر بود.
he studied the behavior of eels in their natural habitat.
او رفتار ماهی گوشتی را در محیط طبیعی آن مطالعه کرد.
the restaurant specializes in preparing fresh eels.
این رستوران در آماده سازی ماهی گوشتی تازه متخصص است.
we found several small eels hiding under the rocks.
ما چند ماهی گوشتی کوچک را پشت سنگها پیدا کردیم.
live eels
سَلیمهای زنده
catching eels
گرفتن سَلیمها
fried eels
سَلیمهای سرخشده
electric eels
سَلیمهای برقی
fresh eels
سَلیمهای تازه
grilled eels
سَلیمهای گوشتشده
eel farms
کارخانههای پرورش سَلیم
cooking eels
پختن سَلیمها
smoked eels
سَلیمهای کبابشده
small eels
سَلیمهای کوچک
the fisherman carefully released the eels back into the river.
چهارم کشاورز با دقت ماهیهای گوشتی را دوباره به رودخانه برگرداند.
we saw several large eels swimming in the murky water.
ما چند ماهی گوشتی بزرگ را در آب کدر مشغول شنا کردن دیدیم.
eels are a delicacy in many asian cuisines.
ماهی گوشتی در بسیاری از غذاهای آسیایی یک گوشت خوشمزه است.
the children were fascinated by the wriggling eels in the tank.
کودکان به ماهی گوشتیهای لرزان در دریچه علاقه مند بودند.
he spent hours trying to catch eels with a simple line.
او ساعاتی صرف کرد تا با یک خط ساده ماهی گوشتی راگرفت.
the electric eel can deliver a powerful shock.
ماهی گوشتی الکتریکی میتواند یک ضربه قوی را ارسال کند.
eels migrate long distances to spawn in freshwater.
ماهی گوشتی به فاصلههای طولانی مهاجرت میکنند تا در آبهای شیرین تولید مثل کنند.
she grilled the eels with ginger and scallions.
او ماهی گوشتی را با زنجبیل و پیازچه سرخ کرد.
the river was teeming with eels during the spawning season.
در فصل تولید مثل، رودخانه با ماهی گوشتی پر بود.
he studied the behavior of eels in their natural habitat.
او رفتار ماهی گوشتی را در محیط طبیعی آن مطالعه کرد.
the restaurant specializes in preparing fresh eels.
این رستوران در آماده سازی ماهی گوشتی تازه متخصص است.
we found several small eels hiding under the rocks.
ما چند ماهی گوشتی کوچک را پشت سنگها پیدا کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید