slippery

[ایالات متحده]/ˈslɪpəri/
[بریتانیا]/ˈslɪpəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سطحی صاف و دشوار برای ایستادن بدون سر خوردن؛ فریبنده یا گمراه‌کننده؛ غیرقابل اعتماد یا ناپایدار.

عبارات و ترکیب‌ها

wet and slippery

مرطوب و لغزنده

slippery road

جاده لغزنده

slippery surface

سطح لغزنده

slippery when wet

وقتی خیس است لغزنده

slippery conditions

شرایط لغزنده

dangerously slippery

به طور خطرناکی لغزنده

slippery ice

یخ لغزنده

slippery slope

شیب خطرناک

extremely slippery

بسیار لغزنده

slippery elm

توس لزج

جملات نمونه

The floor was slippery after the rain.

کف زمین بعد از باران لغزنده بود.

Be careful on the slippery road.

در جاده لغزنده مراقب باشید.

She lost her balance on the slippery ice.

او تعادل خود را روی یخ لغزنده از دست داد.

The soap made the bathtub very slippery.

صابون وان حمام را بسیار لغزنده کرد.

The snake's skin felt slippery to the touch.

پوست مار در لمس بسیار لغزنده احساس می‌شد.

The politician is known for his slippery tactics.

سیاستمدت به خاطر تاکتیک‌های فریبنده اش مشهور است.

The fish slipped out of my hands because it was so slippery.

ماهی از دست من لیز خورد چون خیلی لغزنده بود.

The wet leaves on the ground were very slippery.

برگ‌های خیس روی زمین بسیار لغزنده بودند.

She avoided the slippery slope of gossiping about others.

او از دام لغزنده صحبت کردن در مورد دیگران اجتناب کرد.

The oil spill made the road dangerously slippery.

نشت روغن باعث شد جاده به طور خطرناکی لغزنده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید