effacement

[ایالات متحده]/ɪˈfeɪsmənt/
[بریتانیا]/ɪˈfeɪs mənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پاک کردن یا از بین بردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

self-effacement

خودآزادی

effacement process

فرآیند محو

social effacement

محو اجتماعی

effacement strategy

استراتژی محو

effacement of identity

محو هویت

emotional effacement

محو احساسی

effacement effects

اثرات محو

effacement technique

تکنیک محو

cultural effacement

محو فرهنگی

effacement measures

اقدامات محو

جملات نمونه

the artist's effacement of past works was controversial.

حذف آثار هنرمند توسط وی در گذشته بحث‌برانگیز بود.

effacement of memories can be a painful process.

حذف خاطرات می‌تواند یک فرآیند دردناک باشد.

her effacement during the meeting surprised everyone.

حضور نداشتن او در طول جلسه همه را شگفت‌زده کرد.

the effacement of cultural identity is a serious issue.

حذف هویت فرهنگی یک مسئله جدی است.

he experienced an effacement of his former self.

او تجربه‌ای از حذف خود قبلی داشت.

effacement in the digital age raises ethical questions.

حذف در عصر دیجیتال سوالات اخلاقی را مطرح می‌کند.

the book discusses the effacement of history.

کتاب درباره حذف تاریخ بحث می‌کند.

effacement can lead to a loss of personal identity.

حذف می‌تواند منجر به از دست دادن هویت شخصی شود.

she sought effacement from the public eye.

او به دنبال حذف خود از دیدگاه عمومی بود.

effacement of errors in the report was necessary.

حذف خطاها در گزارش ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید