effets

[ایالات متحده]/ɪˈfɛts/
[بریتانیا]/ɪˈfɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صورت جمع "effet"؛ نتایج یا پیامدهایی که توسط یک علت ایجاد می‌شوند.

جملات نمونه

the medication has some side effects that patients should be aware of.

این دارو عوارض جانبی دارد که بیماران باید از آن آگاه باشند.

the movie is famous for its groundbreaking special effects.

این فیلم به دلیل اثرات ویژه نوآورانه‌اش معروف است.

climate change is having devastating effects on coastal communities.

تغییرات اقلیمی تأثیرات ویرانگری بر جوامع ساحلی دارد.

the new policy will have significant economic effects nationwide.

سیاست جدید تأثیرات اقتصادی قابل توجهی در سراسر کشور خواهد داشت.

sound effects play a crucial role in creating an immersive gaming experience.

ایفکت‌های صوتی نقش حیاتی در ایجاد تجربه بازی‌های غوطه‌ور دارد.

scientists are studying the long-term health effects of pollution.

دانشمندان تأثیرات بلندمدت آلودگی بر سلامت را مورد مطالعه قرار می‌دهند.

the movie studio spent millions on stunning visual effects.

استودیوی فیلم میلیون‌ها دلار در اثرات بصری شگفت‌انگیز خرج کرد.

environmental effects of deforestation are becoming increasingly apparent.

تأثیرات محیط زیستی از قطع جنگل‌ها به طور چشمگیری آشکار می‌شود.

the accident had lasting effects on the victim's mobility.

این حادثه تأثیرات مک久ی بر قابلیت حرکت مصدوم داشت.

teachers are seeing positive effects from the new teaching method.

معلمان تأثیرات مثبتی از روش تدریس جدید دیده‌اند.

the medication's immediate effects include drowsiness and dry mouth.

عوارض فوری دارو خواب‌آلودگی و خشکی دهان را شامل می‌شود.

researchers are investigating the after effects of the viral infection.

پژوهشگران عوارض پس از عفونت ویروسی را مورد بررسی قرار می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید