effronteries

[ایالات متحده]/ɪˈfrʌntəriz/
[بریتانیا]/ɪˈfrʌntəriz/

ترجمه

n. بی‌شرمی یا جسارت

عبارات و ترکیب‌ها

bold effronteries

اوج جسارت

shameless effronteries

جسارت‌های بی‌شرمانه

frequent effronteries

جسارت‌های مکرر

open effronteries

جسارت‌های آشکار

petty effronteries

جسارت‌های جزئی

outrageous effronteries

جسارت‌های زننده

brazen effronteries

جسارت‌های بی‌پروا

unexpected effronteries

جسارت‌های غیرمنتظره

social effronteries

جسارت‌های اجتماعی

political effronteries

جسارت‌های سیاسی

جملات نمونه

his effronteries during the meeting shocked everyone.

رفتارهای جسورانه او در طول جلسه باعث حیرت همه شد.

she had the effronteries to ask for a raise after being late.

او جسارت داشت که بعد از دیر رسیدن درخواست افزایش حقوق کند.

despite his effronteries, he still managed to win the contract.

با وجود جسارت‌هایش، او هنوز موفق شد قرارداد را بدست آورد.

her effronteries in front of the boss were unacceptable.

رفتار جسورانه او در مقابل رئیس غیرقابل قبول بود.

he displayed effronteries that no one could ignore.

او رفتارهای جسورانه ای از خود نشان داد که هیچ کس نمی توانست نادیده بگیرد.

the effronteries of the politician angered many voters.

جسارت‌های سیاستمدار باعث خشم بسیاری از رای دهندگان شد.

her effronteries at the party made her unpopular.

رفتار جسورانه او در مهمانی باعث شد که او غیر محبوب شود.

his effronteries often lead to awkward situations.

رفتارهای جسورانه او اغلب منجر به موقعیت‌های ناخوشایند می شود.

they were taken aback by his effronteries during the presentation.

آنها از رفتارهای جسورانه او در طول ارائه متعجب شدند.

the effronteries of the new employee raised eyebrows.

رفتار جسورانه کارمند جدید باعث بالا رفتن ابرو ها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید