egested

[ایالات متحده]/ɪˈdʒɛstɪd/
[بریتانیا]/ɪˈdʒɛstɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته egest

عبارات و ترکیب‌ها

egested waste

ضایعات دفع شده

egested materials

مواد دفع شده

egested substances

مواد دفع شده

egested food

غذاهای دفع شده

egested matter

مواد دفع شده

egested contents

محتویات دفع شده

egested items

موارد دفع شده

egested particles

ذرات دفع شده

egested fluids

مایعات دفع شده

egested excrement

مدفوع دفع شده

جملات نمونه

the animal egested its food after digestion.

حیوان پس از هضم، غذای خود را دفع کرد.

some birds egest waste to keep their nests clean.

برخی از پرندگان برای تمیز نگه داشتن لانه‌های خود، مواد زائد دفع می‌کنند.

the scientist studied how the organism egested toxins.

دانشمند نحوه دفع سم توسط موجود زنده را مطالعه کرد.

after eating, the reptile egested its meal quickly.

پس از غذا خوردن، خزندگان وعده غذایی خود را به سرعت دفع کردند.

in the lab, we observed how the fish egested waste.

در آزمایشگاه، نحوه دفع مواد زائد توسط ماهی را مشاهده کردیم.

the process by which animals egest is essential for their health.

فرایندی که طی آن حیوانات مواد زائد دفع می‌کنند برای سلامتی آنها ضروری است.

some animals egest indigestible parts of their food.

برخی از حیوانات اجزای هضم نشده غذا خود را دفع می‌کنند.

the study focused on how insects egest their waste.

این مطالعه بر نحوه دفع مواد زائد توسط حشرات تمرکز داشت.

after the meal, the animal egested in a designated area.

پس از غذا، حیوان در یک منطقه تعیین شده دفع کرد.

understanding how the body egests can help with digestion.

درک نحوه دفع بدن می‌تواند به هضم کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید