eight-year

[ایالات متحده]/ˈeɪtˈjɪə/
[بریتانیا]/ˈeɪtˈjɪr/

ترجمه

adj. به مدت هشت سال طول کشیدن (lasting for eight years)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

eight-year-old

هشت ساله

an eight-year gap

شکاف هشت ساله

eight-year plan

برنامه هشت ساله

eight-year study

مطالعه هشت ساله

eight-year-old boy

پسر هشت ساله

eight-year commitment

تعهد هشت ساله

eight-year period

دوره هشت ساله

eight-year veteran

باسابقه هشت ساله

eight-year project

پروژه هشت ساله

جملات نمونه

the eight-year-old boy loved building elaborate lego castles.

پسر هشت ساله عاشق ساختن قلعه‌های لگوی پیچیده بود.

she remembered her eight-year-old self wanting to be an astronaut.

او به یاد داشت که در سن هشت سالگی می‌خواست فضانورد باشد.

their eight-year anniversary was celebrated with a romantic dinner.

سالگرد هشت سالگی آنها با یک شام رمانتیک جشن گرفته شد.

he’s an eight-year veteran of the police force.

او یک افسر با سابقه هشت ساله در نیروی پلیس است.

the eight-year cycle of jupiter is a fascinating astronomical phenomenon.

چرخه هشت ساله مشتری یک پدیده نجومی جذاب است.

the company has an eight-year track record of consistent growth.

شرکت سابقه هشت ساله رشد مداوم دارد.

the eight-year study investigated the effects of early childhood education.

مطالعه هشت ساله اثرات آموزش در دوران کودکی را بررسی کرد.

he’s an eight-year member of the local hiking club.

او یک عضو هشت ساله باشگاه محلی پیاده‌روی است.

the eight-year-old girl started learning to read at home.

دختر هشت ساله شروع به یادگیری خواندن در خانه کرد.

it was an eight-year project to restore the historic building.

بازسازی ساختمان تاریخی یک پروژه هشت ساله بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید