eisegeses interpretation
تفسیر ایسگسز
eisegeses approach
رویکرد ایسگسز
eisegeses reading
خواندن ایسگسز
eisegeses analysis
تجزیه و تحلیل ایسگسز
eisegeses lens
عدسی ایسگسز
eisegeses critique
انتقاد ایسگسز
eisegeses method
روش ایسگسز
eisegeses framework
چارچوب ایسگسز
eisegeses context
زمینه ایسگسز
eisegeses theory
نظریه ایسگسز
his eisegeses often distort the original meaning of the text.
تفسیرهای او اغلب معنای اصلی متن را تحریف میکنند.
many readers fall into the trap of eisegeses when interpreting literature.
بسیاری از خوانندگان در دام تفسیرهای نادرست میافتند، هنگام تفسیر ادبیات.
she criticized his eisegeses for lacking textual support.
او تفسیرهای او را به دلیل فقدان پشتوانه متنی مورد انتقاد قرار داد.
eisegeses can lead to misunderstandings in academic discussions.
تفسیرهای نادرست میتوانند منجر به سوء تفاهم در بحثهای علمی شوند.
understanding eisegeses is crucial for accurate literary analysis.
درک تفسیرهای نادرست برای تجزیه و تحلیل دقیق ادبیات بسیار مهم است.
his eisegeses revealed more about his biases than the text itself.
تفسیرهای او بیشتر از خود متن، تعصبات او را نشان داد.
teachers often warn students against eisegeses in their essays.
معلمان اغلب به دانشجویان در مورد تفسیرهای نادرست در مقالاتشان هشدار میدهند.
she approached the poem with eisegeses, ignoring its historical context.
او با تفسیرهای نادرست به شعر نزدیک شد و از زمینه تاریخی آن غافل شد.
the debate centered around the dangers of eisegeses in theology.
بحث حول خطرات تفسیرهای نادرست در الهیات متمرکز بود.
his analysis was criticized for relying too heavily on eisegeses.
تحلیل او به دلیل تکیه بیش از حد بر تفسیرهای نادرست مورد انتقاد قرار گرفت.
eisegeses interpretation
تفسیر ایسگسز
eisegeses approach
رویکرد ایسگسز
eisegeses reading
خواندن ایسگسز
eisegeses analysis
تجزیه و تحلیل ایسگسز
eisegeses lens
عدسی ایسگسز
eisegeses critique
انتقاد ایسگسز
eisegeses method
روش ایسگسز
eisegeses framework
چارچوب ایسگسز
eisegeses context
زمینه ایسگسز
eisegeses theory
نظریه ایسگسز
his eisegeses often distort the original meaning of the text.
تفسیرهای او اغلب معنای اصلی متن را تحریف میکنند.
many readers fall into the trap of eisegeses when interpreting literature.
بسیاری از خوانندگان در دام تفسیرهای نادرست میافتند، هنگام تفسیر ادبیات.
she criticized his eisegeses for lacking textual support.
او تفسیرهای او را به دلیل فقدان پشتوانه متنی مورد انتقاد قرار داد.
eisegeses can lead to misunderstandings in academic discussions.
تفسیرهای نادرست میتوانند منجر به سوء تفاهم در بحثهای علمی شوند.
understanding eisegeses is crucial for accurate literary analysis.
درک تفسیرهای نادرست برای تجزیه و تحلیل دقیق ادبیات بسیار مهم است.
his eisegeses revealed more about his biases than the text itself.
تفسیرهای او بیشتر از خود متن، تعصبات او را نشان داد.
teachers often warn students against eisegeses in their essays.
معلمان اغلب به دانشجویان در مورد تفسیرهای نادرست در مقالاتشان هشدار میدهند.
she approached the poem with eisegeses, ignoring its historical context.
او با تفسیرهای نادرست به شعر نزدیک شد و از زمینه تاریخی آن غافل شد.
the debate centered around the dangers of eisegeses in theology.
بحث حول خطرات تفسیرهای نادرست در الهیات متمرکز بود.
his analysis was criticized for relying too heavily on eisegeses.
تحلیل او به دلیل تکیه بیش از حد بر تفسیرهای نادرست مورد انتقاد قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید