eke

[ایالات متحده]/iːk/
[بریتانیا]/ik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تکمیل کردن؛ افزایش دادن؛ طولانی‌تر کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردekes
جمعekes

جملات نمونه

to eke out a food supply

برای به دست آوردن غذا تلاش کرد

eked out an income by working two jobs.

با کار کردن در دو شغل، درآمدی به دست آورد.

eke a bare existence from farming in an arid area.

یک زندگی بسیار فقیرانه را از طریق کشاورزی در یک منطقه خشک به دست آورید.

many petty traders barely eked out a living.

بسیاری از خرده‌فروشان به سختی امرار معاش می‌کردند.

marginal writing ability; eked out a marginal existence.

توانایی نوشتن ضعیف؛ به سختی یک زندگی حاشیه ای را گذراند.

She eked out the stew to make another meal.

او خورشت را رقیق کرد تا یک وعده غذایی دیگر درست کند.

They eke out a precarious existence foraging in rubbish dumps.

آنها با جستجو در سطل‌های زباله، یک زندگی ناپایدار را به دست می‌آورند.

the remains of yesterday's stew could be eked out to make another meal.

باقی مانده خورشت دیروز می‌توانست رقیق شود تا یک وعده غذایی دیگر درست شود.

She eked out her small income by working as a music tutor.

او با تدریس موسیقی، درآمد کم خود را به دست آورد.

Do you suppose the Mind that imaged that profuseness ever intended you to be limited, to have to scrimp and save in order to eke out a bare existence?

آیا فکر می‌کنید ذهنی که آن فراوانی را تصور کرد، تا به شما محدود کند، مجبور به صرفه‌جویی و پس‌انداز برای امرار معاش حداقل وجودتان باشد؟

نمونه‌های واقعی

In the meantime Jobs eked out a bohemian existence on the fringes of Reed.

در این مدت، جابز زندگی کولی‌نشینی را در حاشیه دانشگاه رید ادامه داد.

منبع: Steve Jobs Biography

From generation to generation, they tilled land for landlord only to eke out a bare subsistence.

از نسلی به نسل دیگر، آن‌ها زمین را برای ارباب شخم می‌زدند تا فقط بتوانند یک معاش اندک به دست آورند.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

We were eking things out a bit longer.

ما کمی بیشتر وقت اضافه کردیم تا این کارها را انجام دهیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 Collection

It's a cruel place to eke out an existence.

مکانی بی‌رحمانه برای گذران زندگی است.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

Eking out a little bit more may not necessarily give you better-tasting coffee.

کسب کردن کمی بیشتر لزوماً به معنای داشتن قهوه با طعم بهتر نیست.

منبع: Coffee Tasting Guide

The bloc's economy eked out expansion of 0.1 percent over the fourth quarter.

اقتصاد بلوک تنها 0.1 درصد در سه ماهه چهارم رشد کرد.

منبع: VOA Daily Standard February 2023 Collection

Well, go and find out while we eke out some examples…

خب، بروید و ببینید در حالی که ما چند نمونه را در نظر می‌گیریم...

منبع: BBC Authentic English

Couldn't we just eke out this script for a little longer?

آیا نمی‌توانیم فقط کمی بیشتر این فیلم‌نامه را در نظر بگیریم؟

منبع: BBC Authentic English

In America it has taken decades for e-commerce to eke out a double-digit share of retail spending.

در آمریکا، دهه‌ها طول کشیده تا تجارت الکترونیک بتواند سهم دو رقمی از هزینه‌های خرده‌فروشی را به دست آورد.

منبع: The Economist (Summary)

These families eke out a living by collecting and selling recyclable items they find in the garbage.

این خانواده‌ها با جمع‌آوری و فروش اقلام قابل بازیافت که در زباله‌ها پیدا می‌کنند، امرار معاش می‌کنند.

منبع: VOA Standard English - Middle East

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید