elapses

[ایالات متحده]/ɪˈlæps/
[بریتانیا]/ɪˈlæps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (از زمان) گذشتن یا عبور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

time elapses

زمان سپری می‌شود

when elapses

وقتی سپری می‌شود

years elapse

سال‌ها سپری می‌شوند

minutes elapse

دقایق سپری می‌شوند

hours elapse

ساعت‌ها سپری می‌شوند

days elapse

روزها سپری می‌شوند

quickly elapses

به سرعت سپری می‌شود

slowly elapses

به آرامی سپری می‌شود

جملات نمونه

as time elapses, we learn more about ourselves.

با گذشت زمان، بیشتر درباره خودمان یاد می‌گیریم.

when an hour elapses, we will start the meeting.

وقتی یک ساعت می‌گذرد، جلسه را شروع خواهیم کرد.

time elapses quickly when you are having fun.

وقتی خوش بگذرانید، زمان به سرعت می‌گذرد.

as the deadline elapses, pressure increases.

با گذشت مهلت مقرر، فشار افزایش می‌یابد.

she felt anxious as the day elapses.

وقتی روز می‌گذرد، او مضطرب احساس کرد.

minutes elapse slowly during a boring lecture.

در طول یک سخنرانی خسته کننده، دقیقه ها به آرامی می‌گذرد.

when summer elapses, the leaves start to change color.

وقتی تابستان می‌گذرد، برگ‌ها شروع به تغییر رنگ می‌کنند.

time elapses, but memories remain.

زمان می‌گذرد، اما خاطرات باقی می‌مانند.

as the years elapse, technology evolves.

با گذشت سال‌ها، فناوری تکامل می‌یابد.

she wondered how much time would elapse before they returned.

او فکر کرد چه مدت زمان قبل از بازگشت آنها می‌گذرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید