elective

[ایالات متحده]/ɪˈlektɪv/
[بریتانیا]/ɪˈlektɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اختیاری; مرتبط با انتخاب یا گزینش
n. یک دوره اختیاری; عمل انتخاب یا چیدن

عبارات و ترکیب‌ها

elective course

مسیر انتخابی

choose elective

انتخاب دروس انتخابی

elective subject

درس انتخابی

an elective course

یک دوره انتخابی

elective system

سیستم انتخابی

elective subjects

دروس انتخابی

elective surgery

جراحی انتخابی

جملات نمونه

Is it nominative or elective?

آیا انتخابی است یا اسمی؟

the National Assembly, with 125 elective members.

مجلس ملی، با 125 عضو انتخابی

he had never held elective office.

او هرگز سمت انتخابی نداشته است.

powerful Emperors manipulated the elective body.

امپراتوران قدرتمند بدن انتخابی را دستکاری کردند.

They discussed whether patients should have to pay for all elective surgery.

آنها در مورد اینکه آیا بیماران باید برای همه جراحی انتخابی هزینه پرداخت کنند بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید