elusions

[ایالات متحده]/ɪˈluːʒən/
[بریتانیا]/ɪˈluːʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اجتناب یا فرار؛ حالت فرار بودن

عبارات و ترکیب‌ها

legal elusion

اجتناب قانونی

tax elusion

اجتناب مالیاتی

elusion tactics

تاکتیک های اجتناب

elusion strategies

استراتژی های اجتناب

elusion methods

روش های اجتناب

elusion techniques

تکنیک های اجتناب

elusion schemes

طرح های اجتناب

elusion practices

روش های اجتناب

complete elusion

اجتناب کامل

elusion risks

خطرات اجتناب

جملات نمونه

his elusion of the question was quite obvious.

اظهار فریبکارانه او در پاسخ به سؤال کاملاً آشکار بود.

she used elusion as a tactic to avoid confrontation.

او از فریب به عنوان تاکتیکی برای اجتناب از رویارویی استفاده کرد.

the elusion of the suspect made the investigation more complicated.

فریبکاری مظنون باعث پیچیده‌تر شدن تحقیقات شد.

his elusion from the meeting raised suspicions.

اجتناب او از حضور در جلسه باعث ایجاد شک و تردید شد.

they noticed her elusion when discussing sensitive topics.

آنها متوجه شدند که او هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، از فریب استفاده می‌کند.

the politician's elusion of responsibility was criticized.

اجتناب سیاستمدار از پذیرش مسئولیت مورد انتقاد قرار گرفت.

her elusion of the facts led to a misunderstanding.

فریب او در مورد حقایق منجر به سوء تفاهم شد.

his elusion in answering the question was frustrating.

اجتناب او از پاسخ دادن به سؤال خسته کننده بود.

the elusion of the truth can have serious consequences.

فریب حقیقت می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

elusion of the rules can result in penalties.

نقض قوانین می‌تواند منجر به مجازات شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید