eluting

[ایالات متحده]/ɪˈluːtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈluːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرایند استخراج یک ماده از ماده دیگر با شستن با یک حلال

عبارات و ترکیب‌ها

eluting solution

محلول حلال

eluting buffer

بافر حلال

eluting phase

فاز حلال

eluting agent

عامل حلال

eluting gradient

گرادیان حلال

eluting column

ستون حلال

eluting conditions

شرایط حلال

eluting time

زمان حلال

eluting profile

پروفایل حلال

eluting method

روش حلال

جملات نمونه

the process involves eluting the desired compound from the column.

فرآیند شامل خارج کردن ترکیب مورد نظر از ستون است.

eluting with a stronger solvent can improve separation efficiency.

استفاده از حلال قوی‌تر می‌تواند کارایی جداسازی را بهبود بخشد.

we are eluting the sample to analyze its components.

ما نمونه را برای تجزیه و تحلیل اجزای آن خارج می‌کنیم.

the eluting solution must be carefully prepared.

راه‌حل خارج‌کننده باید با دقت آماده شود.

after eluting, we can collect the fractions for testing.

پس از خارج کردن، می‌توانیم کسورات را برای آزمایش جمع‌آوری کنیم.

eluting at a controlled rate enhances the resolution.

خارج کردن با سرعت کنترل شده، وضوح را افزایش می‌دهد.

we observed changes in retention time during the eluting process.

ما تغییرات زمان ماندگاری را در طول فرآیند خارج کردن مشاهده کردیم.

eluting agents can vary depending on the type of chromatography.

عوامل خارج‌کننده می‌توانند بسته به نوع کروماتوگرافی متفاوت باشند.

it's crucial to monitor the ph while eluting the samples.

نظارت بر pH در حین خارج کردن نمونه‌ها بسیار مهم است.

eluting with a gradient can help separate complex mixtures.

خارج کردن با استفاده از گرادیان می‌تواند به جداسازی مخلوط‌های پیچیده کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید