elysium

[ایالات متحده]/ɪˈlɪziəm/
[بریتانیا]/ɪˈlɪziəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان یا شرایط شادی ایده‌آل؛ بهشت

عبارات و ترکیب‌ها

elysium fields

میدان‌های الطیسیم

elysium dreams

رویاهای الطیسیم

elysium realm

حوزه الطیسیم

elysium gates

دروازه‌های الطیسیم

elysium paradise

بهشت الطیسیم

elysium bliss

خوشبختی الطیسیم

elysium light

نور الطیسیم

elysium spirit

روح الطیسیم

elysium journey

سفر الطیسیم

elysium love

عشق الطیسیم

جملات نمونه

in greek mythology, elysium is a paradise for the virtuous.

در اساطیر یونانی، الیزوم بهشت ​​برای افراد با فضیلت است.

many believe that elysium is where heroes go after death.

بسیاری معتقدند که الیزوم جایی است که قهرمانان پس از مرگ می‌روند.

some poets describe elysium as a place of eternal bliss.

برخی از شاعران الیزوم را به عنوان مکانی با خوشبختی ابدی توصیف می‌کنند.

the concept of elysium has influenced various cultures.

مفهوم الیزوم بر فرهنگ‌های مختلف تأثیر گذاشته است.

in literature, elysium often symbolizes ultimate peace.

در ادبیات، الیزوم اغلب نماد صلح نهایی است.

she dreams of a life that feels like elysium.

او از داشتن زندگی که مانند الیزوم باشد رویای دارد.

the journey to elysium is depicted as a reward for the righteous.

سفر به الیزوم به عنوان پاداشی برای افراد درست‌کار به تصویر کشیده شده است.

artists often portray elysium in their works.

هنرمندان اغلب الیزوم را در آثار خود به تصویر می‌کشند.

finding elysium is a common theme in many stories.

پیدا کردن الیزوم یک مضمون رایج در بسیاری از داستان‌ها است.

he felt as if he had entered elysium after the long journey.

او احساس کرد که پس از سفر طولانی وارد الیزوم شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید