email

[ایالات متحده]/ˈiːmeɪl/
[بریتانیا]/ˈiːmeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیستمی برای ارسال پیام‌ها به‌صورت الکترونیکی؛ پیام الکترونیکی که از طریق اینترنت ارسال می‌شود
vt. ارسال پیام به‌صورت الکترونیکی

عبارات و ترکیب‌ها

send email

ارسال ایمیل

check email

بررسی ایمیل

receive email

دریافت ایمیل

draft email

پیش‌نویس ایمیل

forward email

ارسال مجدد ایمیل

reply email

پاسخ ایمیل

email address

نشانی ایمیل

email client

مشتری ایمیل

email notification

اعلان ایمیل

email signature

امضای ایمیل

جملات نمونه

i received an email from my professor.

من ایمیلی از استاد خود دریافت کردم.

could you please send me the email again?

می‌توانید دوباره ایمیل را برایم ارسال کنید؟

make sure to check your email regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم ایمیل خود را بررسی کنید.

she forwarded the email to her colleagues.

او ایمیل را برای همکارانش ارسال کرد.

he forgot to attach the file to the email.

او فراموش کرد فایل را به ایمیل پیوست کند.

i'm waiting for a response to my email.

من منتظر پاسخ ایمیل خودم هستم.

they sent out an email announcement about the event.

آنها یک اعلامیه ایمیلی در مورد رویداد ارسال کردند.

can you draft an email to the client?

آیا می‌توانید یک ایمیل برای مشتری تنظیم کنید؟

don't forget to check your spam folder for the email.

فراموش نکنید که پوشه هرزنامه‌ها را برای ایمیل بررسی کنید.

he prefers to communicate via email.

او ترجیح می‌دهد از طریق ایمیل ارتباط برقرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید