embanked river
river با حاشیه بندی
embanked road
جاده با حاشیه بندی
embanked area
منطقه با حاشیه بندی
embanked land
زمین با حاشیه بندی
embanked site
محل با حاشیه بندی
embanked bank
گودال با حاشیه بندی
embanked field
زمین کشاورزی با حاشیه بندی
embanked canal
کانال با حاشیه بندی
embanked section
بخش با حاشیه بندی
embanked zone
منطقه با حاشیه بندی
the river was embanked to prevent flooding.
رودخانه برای جلوگیری از سیلزده شدن، حاشیه بندی شد.
they embanked the land to create a safe pathway.
آنها زمین را برای ایجاد یک مسیر امن، حاشیه بندی کردند.
the city council decided to embank the lake.
شورای شهر تصمیم گرفت دریاچه را حاشیه بندی کند.
farmers often embanked their fields against heavy rains.
کشاورزان اغلب برای محافظت از مزارع خود در برابر باران شدید، آنها را حاشیه بندی می کردند.
we need to embank the shore to protect the coastline.
ما باید ساحل را برای محافظت از خط ساحلی حاشیه بندی کنیم.
they embanked the riverbanks with stones and soil.
آنها حاشیه های رودخانه را با سنگ و خاک حاشیه بندی کردند.
the embanked area became a popular picnic spot.
منطقه حاشیه بندی شده به یک مکان پیک نیک محبوب تبدیل شد.
after the storm, they had to rebuild the embanked sections.
بعد از طوفان، آنها مجبور شدند بخش های حاشیه بندی شده را بازسازی کنند.
the workers embanked the site to control the water flow.
کارگران سایت را برای کنترل جریان آب حاشیه بندی کردند.
new regulations require that all rivers be properly embanked.
قوانین جدید ایجاب می کند که همه رودخانه ها به درستی حاشیه بندی شوند.
embanked river
river با حاشیه بندی
embanked road
جاده با حاشیه بندی
embanked area
منطقه با حاشیه بندی
embanked land
زمین با حاشیه بندی
embanked site
محل با حاشیه بندی
embanked bank
گودال با حاشیه بندی
embanked field
زمین کشاورزی با حاشیه بندی
embanked canal
کانال با حاشیه بندی
embanked section
بخش با حاشیه بندی
embanked zone
منطقه با حاشیه بندی
the river was embanked to prevent flooding.
رودخانه برای جلوگیری از سیلزده شدن، حاشیه بندی شد.
they embanked the land to create a safe pathway.
آنها زمین را برای ایجاد یک مسیر امن، حاشیه بندی کردند.
the city council decided to embank the lake.
شورای شهر تصمیم گرفت دریاچه را حاشیه بندی کند.
farmers often embanked their fields against heavy rains.
کشاورزان اغلب برای محافظت از مزارع خود در برابر باران شدید، آنها را حاشیه بندی می کردند.
we need to embank the shore to protect the coastline.
ما باید ساحل را برای محافظت از خط ساحلی حاشیه بندی کنیم.
they embanked the riverbanks with stones and soil.
آنها حاشیه های رودخانه را با سنگ و خاک حاشیه بندی کردند.
the embanked area became a popular picnic spot.
منطقه حاشیه بندی شده به یک مکان پیک نیک محبوب تبدیل شد.
after the storm, they had to rebuild the embanked sections.
بعد از طوفان، آنها مجبور شدند بخش های حاشیه بندی شده را بازسازی کنند.
the workers embanked the site to control the water flow.
کارگران سایت را برای کنترل جریان آب حاشیه بندی کردند.
new regulations require that all rivers be properly embanked.
قوانین جدید ایجاب می کند که همه رودخانه ها به درستی حاشیه بندی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید