embanked

[ایالات متحده]/ɪmˈbæŋkt/
[بریتانیا]/ɪmˈbæŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته embank

عبارات و ترکیب‌ها

embanked river

river با حاشیه بندی

embanked road

جاده با حاشیه بندی

embanked area

منطقه با حاشیه بندی

embanked land

زمین با حاشیه بندی

embanked site

محل با حاشیه بندی

embanked bank

گودال با حاشیه بندی

embanked field

زمین کشاورزی با حاشیه بندی

embanked canal

کانال با حاشیه بندی

embanked section

بخش با حاشیه بندی

embanked zone

منطقه با حاشیه بندی

جملات نمونه

the river was embanked to prevent flooding.

رودخانه برای جلوگیری از سیل‌زده شدن، حاشیه بندی شد.

they embanked the land to create a safe pathway.

آنها زمین را برای ایجاد یک مسیر امن، حاشیه بندی کردند.

the city council decided to embank the lake.

شورای شهر تصمیم گرفت دریاچه را حاشیه بندی کند.

farmers often embanked their fields against heavy rains.

کشاورزان اغلب برای محافظت از مزارع خود در برابر باران شدید، آنها را حاشیه بندی می کردند.

we need to embank the shore to protect the coastline.

ما باید ساحل را برای محافظت از خط ساحلی حاشیه بندی کنیم.

they embanked the riverbanks with stones and soil.

آنها حاشیه های رودخانه را با سنگ و خاک حاشیه بندی کردند.

the embanked area became a popular picnic spot.

منطقه حاشیه بندی شده به یک مکان پیک نیک محبوب تبدیل شد.

after the storm, they had to rebuild the embanked sections.

بعد از طوفان، آنها مجبور شدند بخش های حاشیه بندی شده را بازسازی کنند.

the workers embanked the site to control the water flow.

کارگران سایت را برای کنترل جریان آب حاشیه بندی کردند.

new regulations require that all rivers be properly embanked.

قوانین جدید ایجاب می کند که همه رودخانه ها به درستی حاشیه بندی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید