digged

[ایالات متحده]/dɪɡd/
[بریتانیا]/dɪɡd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل کندن

عبارات و ترکیب‌ها

digged deep

کنده‌کاری عمیق

digged up

بیرون آوردن

digged out

بیرون کشیدن

digged in

وارد شدن

digged around

گشتن اطراف

digged for

جستجو کردن برای

digged at

حفر کردن در

digged through

عبور کردن از طریق

digged into

غرق شدن در

digged out of

بیرون آوردن از

جملات نمونه

he digged a hole in the backyard.

او یک گودال در حیاط پشتی کند.

they digged up some old treasures.

آنها گنج‌های قدیمی را کشف کردند.

she digged through the archives for information.

او برای یافتن اطلاعات در آرشیوها جستجو کرد.

the children digged in the sand at the beach.

کودکان در ساحل در ماسه‌ها بازی کردند.

he digged deep to find the roots of the problem.

او عمیق کند تا ریشه مشکل را پیدا کند.

we digged out the old pipes during the renovation.

ما لوله‌های قدیمی را در طول بازسازی بیرون آوردیم.

she digged into her memories to recall the past.

او در خاطرات خود جستجو کرد تا گذشته را به یاد بیاورد.

they digged around the tree to plant flowers.

آنها برای کاشت گل در اطراف درخت جستجو کردند.

he digged a trench for the new fence.

او برای حصار جدید خندق کند.

she digged into the data to find patterns.

او در داده‌ها جستجو کرد تا الگوها را پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید