emblazon

[ایالات متحده]/ɪm'bleɪz(ə)n/
[بریتانیا]/ɪm'blezn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با نشان خانوادگی تزئین کردن؛ ستایش کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردemblazons
جمعemblazons
صفت یا فعل حال استمراریemblazoning
قسمت سوم فعلemblazoned
زمان گذشتهemblazoned

عبارات و ترکیب‌ها

emblazoned with

با تزئین

emblazoned logo

لوگوی تزئین شده

emblazoned across

در سراسر تزئین شده

emblazoned shield

سپر تزئین شده

emblazoned flag

پرچم تزئین شده

جملات نمونه

The family crest was emblazoned on the shield.

نماد خانوادگی بر روی سپر نقش بسته بود.

The company logo was emblazoned on the front of the building.

لوگوی شرکت بر روی نمای ساختمان نقش بسته بود.

The slogan was emblazoned across the poster.

شعار بر روی پوستر نقش بسته بود.

Her name was emblazoned in gold letters on the trophy.

نام او با حروف طلایی بر روی جام نقش بسته بود.

The superhero's emblem was emblazoned on his chest.

نشان ابرقهرمان بر روی سینه‌اش نقش بسته بود.

The flag was emblazoned with the country's coat of arms.

پرچم با نشان کشور مزین شده بود.

The championship banner was emblazoned with the team's name.

بنر قهرمانی با نام تیم مزین شده بود.

Her dress was emblazoned with intricate embroidery.

لباس او با گلدوزی پیچیده مزین شده بود.

The book cover was emblazoned with glowing reviews.

جلد کتاب با نظرات درخشان مزین شده بود.

The knight's shield was emblazoned with a fierce dragon.

سپر شوالیه با یک اژدهای خشمگین مزین شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید