embrasure

[ایالات متحده]/ɪm'breɪʒə/
[بریتانیا]/ɛmˈbreʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درگاه تفنگ، درگاه توپ، باز شدن دیوار شیب‌دار؛ شکاف به شکل وِج.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gun embrasure

سوراخ تفنگ

defensive embrasure

سوراخ دفاعی

embrasure opening

دهانه سوراخ

narrow embrasure

سوراخ باریک

جملات نمونه

The soldiers took cover behind the embrasure in the wall.

سربازان از قرار گرفتن در سنگرشاپ در دیوار محافظت کردند.

The archers peered through the embrasure to aim at the enemy.

تیراندازان از طریق سنگرشاپ به دشمن نگاه کردند تا هدف قرار دهند.

The fortress had several embrasures for the defenders to shoot through.

قلعه دارای چندین سنگرشاپ بود تا مدافعان بتوانند از طریق آن شلیک کنند.

The castle's embrasures provided strategic vantage points for defense.

سنگرشاپ‌های قلعه نقاط دید استراتژیک برای دفاع فراهم می‌کردند.

The sniper positioned himself near the embrasure to take out the enemy.

تیرانداز برای از بین بردن دشمن خود را در نزدیکی سنگرشاپ قرار داد.

The ancient city walls had embrasures for archers to defend against attacks.

دیوارهای شهر باستانی دارای سنگرشاپ‌هایی برای تیراندازان برای دفاع در برابر حملات بود.

The fortress was well-equipped with embrasures to fend off enemy advances.

قلعه به خوبی با سنگرشاپ‌هایی برای دفع پیشروی دشمن مجهز بود.

The soldiers positioned themselves strategically around the embrasures for maximum protection.

سربازان به طور استراتژیک در اطراف سنگرشاپ‌ها برای حداکثر محافظت خود را قرار دادند.

The castle's embrasures allowed for precise targeting of the enemy forces.

سنگرشاپ‌های قلعه امکان هدف‌گیری دقیق نیروهای دشمن را فراهم می‌کرد.

The defenders used the embrasures to rain arrows down on the approaching enemy.

مدافعان از سنگرشاپ‌ها برای باران تیروها بر دشمن در حال نزدیک شدن استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید