emersed

[ایالات متحده]/ɪˈmɜːs/
[بریتانیا]/ɪˈmɜrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در معرض آب

عبارات و ترکیب‌ها

emersed in

غوطه‌ور در

deeply emersed

به شدت غوطه‌ور

emersed fully

کاملاً غوطه‌ور

emersed completely

به طور کامل غوطه‌ور

emersed deeply

به عمق غوطه‌ور

totally emersed

کاملاً غوطه‌ور

emersed within

غوطه‌ور در درون

fully emersed

کاملاً غوطه‌ور

emersed environment

محیط غوطه‌ور

emersed experience

تجربه غوطه‌ور

جملات نمونه

the artist was completely emersed in her painting.

هنرمند کاملاً در نقاشی خود غرق شده بود.

he felt emersed in the culture during his travels.

او در طول سفرها احساس کرد که در فرهنگ غرق شده است.

she was emersed in her studies, forgetting the time.

او غرق در تحصیلات خود بود و زمان را فراموش کرد.

the children were emersed in the game, laughing and playing.

کودکان غرق در بازی بودند، می‌خندیدند و بازی می‌کردند.

he became emersed in the story, losing track of reality.

او غرق در داستان شد و ردی از واقعیت گم کرد.

during the concert, the audience was emersed in the music.

در طول کنسرت، مخاطبان غرق در موسیقی بودند.

the documentary left viewers emersed in the issues presented.

فیلم مستند بینندگان را غرق در مسائل مطرح شده کرد.

she felt emersed in her thoughts while walking in nature.

او در حالی که در طبیعت قدم می‌زد، غرق در افکار خود احساس کرد.

after hours of reading, he was emersed in the novel's world.

پس از ساعت‌ها مطالعه، او غرق در دنیای رمان شد.

the workshop was designed to keep participants emersed in learning.

کارگاه آموزشی به گونه‌ای طراحی شده بود که شرکت‌کنندگان را غرق در یادگیری نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید