bathed

[ایالات متحده]/[bɑːθt]/
[بریتانیا]/[bæθt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (past tense of bathe) حمام کردن؛ شستن خود را در حمام؛ غوطه‌ور کردن یا غوطه‌ور ساختن در یک مایع؛ در معرض قرار گرفتن در برابر چیزی دلپذیر یا مفید.
adj. غرق در نور.

عبارات و ترکیب‌ها

bathed in sunlight

در نور آفتاب غوطه ور

bathed in sweat

در عرق غوطه ور

bathed in silence

در سکوت غوطه ور

bathed in glory

در شکوه غوطه ور

bathed in moonlight

در نور مهتاب غوطه ور

being bathed

در حال حمام شدن

bathed herself

خودش را حمام کرد

bathed the baby

نوزاد را حمام کرد

bathed in warmth

در گرما غوطه ور

bathed in tears

در اشک غوطه ور

جملات نمونه

the baby was bathed in warm, soapy water.

نوزاد در آب گرم و صابونی حمام شد.

the city was bathed in golden sunlight.

شهر در نور طلایی خورشید غرق شد.

she bathed her face in cool water to refresh herself.

او صورت خود را در آب خنک شست تا خود را تازه کند.

the landscape was bathed in a soft, ethereal glow.

منظره در حالیکه با یک درخشش ملایم و غیرمادی غرق شده بود.

he bathed in the glory of his team's victory.

او در شکوه پیروزی تیم خود غرق شد.

the room was bathed in the light of the setting sun.

اتاق در نور خورشید غروب کننده غرق شده بود.

the athlete bathed his muscles after the intense workout.

ورزشکار بعد از تمرین شدید عضلات خود را حمام کرد.

the garden was bathed in the morning dew.

باغ در شبنم صبح غرق شده بود.

the statue was bathed in a spotlight on the stage.

مجسمه در صحنه با یک نورافکن روشن شده بود.

the forest was bathed in a misty haze.

جنگل در مه غرق شده بود.

the singer bathed the audience in gratitude for their support.

خواننده مخاطبان را با قدردانی از حمایتشان غرق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید