eminences

[ایالات متحده]/ˈɛmɪnənsɪz/
[بریتانیا]/ˈɛmɪnənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع برجستگی؛ افراد مشهور یا ممتاز؛ زمین بلند؛ تپه

عبارات و ترکیب‌ها

noble eminences

اشخاص بلندمرتبه

distinguished eminences

اشخاص متمایز

learned eminences

اشخاص آگاه و دانشمند

eminent eminences

اشخاص برجسته

respected eminences

اشخاص محترم

esteemed eminences

اشخاص گرامی

spiritual eminences

اشخاص معنوی بلند پایه

political eminences

اشخاص بلند پایه سیاسی

academic eminences

اشخاص برجسته علمی

cultural eminences

اشخاص برجسته فرهنگی

جملات نمونه

many scholars are considered to be intellectual eminences in their fields.

بسیاری از محققان به عنوان چهره‌های برجسته فکری در زمینه‌های خود در نظر گرفته می‌شوند.

the conference was attended by several political eminences.

کنفرانس با حضور چندین چهره برجسته سیاسی برگزار شد.

her opinions are highly regarded among academic eminences.

نظرات او به شدت مورد احترام چهره‌های برجسته علمی قرار دارد.

he has been invited to speak by various cultural eminences.

او برای سخنرانی توسط چهره‌های برجسته فرهنگی مختلف دعوت شده است.

these eminences have shaped modern philosophy.

این چهره‌های برجسته شکل‌دهنده فلسفه مدرن بوده‌اند.

the committee is made up of several legal eminences.

این کمیته از چندین چهره برجسته حقوقی تشکیل شده است.

we should learn from the experiences of these eminences.

ما باید از تجربیات این چهره‌های برجسته درس بگیریم.

his work has been praised by many scientific eminences.

کار او توسط بسیاری از چهره‌های برجسته علمی مورد تحسین قرار گرفته است.

she aspires to join the ranks of literary eminences.

او خواسته خود را دارد که به صف چهره‌های برجسته ادبی بپیوندد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید