emmers

[ایالات متحده]/ˈɛm.ə/
[بریتانیا]/ˈɛm.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گندم با دو دانه؛ گیاهی از گندم اممر

عبارات و ترکیب‌ها

emmer wheat

گندم اسمر

emmer grain

دانه گندم اسمر

emmer flour

آرد گندم اسمر

emmer bread

نان گندم اسمر

emmer harvest

برداشت گندم اسمر

emmer crop

محصول گندم اسمر

emmer field

زمین گندم اسمر

emmer variety

نوع گندم اسمر

emmer species

گونه گندم اسمر

emmer cultivation

کشت گندم اسمر

جملات نمونه

emmer wheat is known for its nutritional benefits.

گندم سمنو به دلیل فواید تغذیه‌ای آن شناخته شده است.

farmers are increasingly planting emmer for its resilience.

کشاورزان به طور فزاینده‌ای در حال کاشت سمنو به دلیل مقاومت آن هستند.

emmer can be used to make traditional bread.

می‌توان از سمنو برای تهیه نان سنتی استفاده کرد.

many ancient civilizations cultivated emmer wheat.

بسیاری از تمدن‌های باستانی به کشت گندم سمنو می‌پرداختند.

emmer is often considered an ancient grain.

سمنو اغلب به عنوان یک غله باستانی در نظر گرفته می‌شود.

people are rediscovering emmer for its unique flavor.

افراد در حال کشف مجدد سمنو به دلیل طعم منحصر به فرد آن هستند.

emmer is a great alternative to modern wheat.

سمنو جایگزینی عالی برای گندم مدرن است.

cooking with emmer can enhance your dishes.

پخت و پز با سمنو می‌تواند غذاهای شما را ارتقا دهد.

emmer requires less water than other grains.

سمنو نسبت به سایر غلات به آب کمتری نیاز دارد.

emmer flour is becoming popular among health enthusiasts.

آرد سمنو در حال محبوب شدن در بین علاقه مندان به سلامتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید