emoluments

[ایالات متحده]/ɪˈmɒljʊmənts/
[بریتانیا]/ɪˈmɑːljəmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرداخت‌ها یا مزایایی که برای کار یا خدمات دریافت می‌شود؛ جبران یا پاداش

عبارات و ترکیب‌ها

public emoluments

مزایای عمومی

emoluments of office

مزایای مقام

emoluments received

مزایای دریافتی

emoluments policy

سیاست مزایا

emoluments disclosure

افشای مزایا

emoluments regulation

تنظیمات مزایا

emoluments analysis

تجزیه و تحلیل مزایا

emoluments report

گزارش مزایا

emoluments framework

چارچوب مزایا

emoluments structure

ساختار مزایا

جملات نمونه

his emoluments increased significantly after the promotion.

حقوق و مزایای او پس از ارتقا به طور قابل توجهی افزایش یافت.

many public officials are required to disclose their emoluments.

بسیاری از مقامات دولتی ملزم به افشای حقوق و مزایای خود هستند.

the emoluments of the position were very attractive.

حقوق و مزایای این سمت بسیار جذاب بودند.

she was surprised by the emoluments offered in the job contract.

او از حقوق و مزایایی که در قرارداد شغلی ارائه شده بود، متعجب شد.

emoluments can vary widely depending on the industry.

حقوق و مزایا بسته به صنعت می‌توانند بسیار متفاوت باشند.

he was not satisfied with his emoluments and sought a raise.

او از حقوق و مزایای خود راضی نبود و درخواست افزایش حقوق کرد.

many employees consider emoluments when choosing a job.

بسیاری از کارمندان هنگام انتخاب شغل، حقوق و مزایا را در نظر می‌گیرند.

the report detailed the emoluments of top executives.

گزارش جزئیات حقوق و مزایای مدیران ارشد را شرح داد.

understanding emoluments is crucial for financial planning.

درک حقوق و مزایا برای برنامه ریزی مالی بسیار مهم است.

he negotiated better emoluments before accepting the offer.

او قبل از پذیرش پیشنهاد، حقوق و مزایای بهتری را مذاکره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید