empathogen

[ایالات متحده]/ˈem.pə.θə.dʒən/
[بریتانیا]/ˈem.pə.θoʊ.dʒən/

ترجمه

n. یک کلاس از داروی روان‌گردان که احساسات و اثرات اجتماعی مانند احساس همدلی، عشق و نزدیکی عاطفی به دیگران ایجاد می‌کند.

جملات نمونه

empathogen use can produce profound emotional effects.

استفاده از امپاتوژن می‌تواند اثرات عاطفی عمیقی ایجاد کند.

the empathogen class of drugs includes mdma.

دسته‌ای از داروهای امپاتوژن شامل MDMA می‌شود.

empathogen effects typically include increased empathy.

اثرات امپاتوژن معمولاً شامل افزایش همدلی می‌شود.

empathogen users often report feeling more connected.

کاربران امپاتوژن اغلب گزارش می‌دهند که احساس پیوند بیشتری دارند.

the empathogen market has grown significantly.

بازار امپاتوژن به طور قابل توجهی رشد کرده است.

empathogenic substances can alter mood perception.

ماده‌های امپاتوژن می‌توانند درک حالت روحی را تغییر دهند.

empathogen-induced experiences are sometimes used therapeutically.

تجربیات ایجاد شده توسط امپاتوژن گاهی اوقات درمانی استفاده می‌شود.

researchers study empathogen compounds for treatment.

پژوهشگران ترکیبات امپاتوژن را برای درمان مطالعه می‌کنند.

empathogen drugs affect serotonin levels.

داروهای امپاتوژن سطح سروتونین را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

the empathogen category includes several substances.

دسته امپاتوژن شامل چند ماده می‌شود.

empathogen effects last several hours.

اثرات امپاتوژن چند ساعت طول می‌کشد.

some empathogens have therapeutic potential.

برخی امپاتوژن‌ها پتانسیل درمانی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید