emporia

[ایالات متحده]/ɛmˈpɔːrɪə/
[بریتانیا]/ɛmˈpɔrɪə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع امپوریوم؛ یک فروشگاه بزرگ خرده‌فروشی یا مرکز تجاری

عبارات و ترکیب‌ها

emporia shopping

خرید در امپوریا

emporia center

مرکز امپوریا

emporia market

بازار امپوریا

emporia district

منطقه امپوریا

emporia goods

کالاها در امپوریا

emporia events

رویدادهای امپوریا

emporia services

خدمات امپوریا

emporia visitors

بازدیدکنندگان امپوریا

emporia experience

تجربه امپوریا

emporia attractions

جاذبه های امپوریا

جملات نمونه

the emporia of the city are bustling with activity.

مجالس شهر مملو از فعالیت هستند.

many emporia offer unique local crafts.

بسیاری از مجالس صنایع دستی محلی منحصر به فرد ارائه می دهند.

visiting the emporia is a must for tourists.

بازدید از مجالس برای گردشگران ضروری است.

emporia often feature a variety of goods.

مجالس اغلب دارای انواع کالاها هستند.

she loves exploring the emporia during her travels.

او عاشق کاوش در مجالس در طول سفرش است.

the emporia cater to diverse customer needs.

مجالس به نیازهای متنوع مشتریان پاسخ می دهند.

local emporia showcase the region's culture.

مجالس محلی فرهنگ منطقه را به نمایش می گذارند.

he bought souvenirs from the emporia.

او سوغاتی از مجالس خرید.

emporia play a vital role in the economy.

مجالس نقش مهمی در اقتصاد ایفا می کنند.

she works in one of the largest emporia in town.

او در یکی از بزرگترین مجالس شهر کار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید