she serves as a powerful empowerer for young entrepreneurs in the tech industry.
او به عنوان یک توانمند سازنده قدرتمند برای کارآفرینان جوان در صنعت فناوری عمل میکند.
the mentor proved to be a true empowerer, helping his students reach their full potential.
استاد ثابت کرد که یک توانمند سازنده واقعی است و به دانشآموزانش کمک کرد تا به حداکثر توانایی خود برسند.
education is the greatest empowerer of personal and social change.
آموزش بزرگترین توانمند سازنده تغییرات شخصی و اجتماعی است.
the organization acts as an empowerer for marginalized communities through skill development.
این سازمان به عنوان یک توانمند سازنده برای جوامع به حاشیه رانده شده از طریق توسعه مهارتها عمل میکند.
he is known as an empowerer of women's rights in his community.
او به عنوان یک توانمند سازنده حقوق زنان در جامعه خود شناخته میشود.
technology can be an empowerer of economic opportunity for rural populations.
فناوری میتواند یک توانمند سازنده فرصتهای اقتصادی برای جمعیتهای روستایی باشد.
the coach saw himself as an empowerer rather than a director.
مربی خود را بیشتر به عنوان یک توانمند سازنده و نه یک کارگردان میدید.
financial literacy programs serve as powerful empowerers for low-income families.
برنامههای سواد مالی به عنوان توانمند سازندههای قدرتمند برای خانوادههای کمدرآمد عمل میکنند.
she recognized her role as an empowerer of the next generation of leaders.
او نقش خود را به عنوان یک توانمند سازنده نسل بعدی رهبران تشخیص داد.
community programs function as empowerers of social mobility and equality.
برنامههای جامعه به عنوان توانمند سازندههای تحرک اجتماعی و برابری عمل میکنند.
the workshop positioned itself as an empowerer of creative professionals.
کارگاه خود را به عنوان یک توانمند سازنده متخصصان خلاق معرفی کرد.
she serves as a powerful empowerer for young entrepreneurs in the tech industry.
او به عنوان یک توانمند سازنده قدرتمند برای کارآفرینان جوان در صنعت فناوری عمل میکند.
the mentor proved to be a true empowerer, helping his students reach their full potential.
استاد ثابت کرد که یک توانمند سازنده واقعی است و به دانشآموزانش کمک کرد تا به حداکثر توانایی خود برسند.
education is the greatest empowerer of personal and social change.
آموزش بزرگترین توانمند سازنده تغییرات شخصی و اجتماعی است.
the organization acts as an empowerer for marginalized communities through skill development.
این سازمان به عنوان یک توانمند سازنده برای جوامع به حاشیه رانده شده از طریق توسعه مهارتها عمل میکند.
he is known as an empowerer of women's rights in his community.
او به عنوان یک توانمند سازنده حقوق زنان در جامعه خود شناخته میشود.
technology can be an empowerer of economic opportunity for rural populations.
فناوری میتواند یک توانمند سازنده فرصتهای اقتصادی برای جمعیتهای روستایی باشد.
the coach saw himself as an empowerer rather than a director.
مربی خود را بیشتر به عنوان یک توانمند سازنده و نه یک کارگردان میدید.
financial literacy programs serve as powerful empowerers for low-income families.
برنامههای سواد مالی به عنوان توانمند سازندههای قدرتمند برای خانوادههای کمدرآمد عمل میکنند.
she recognized her role as an empowerer of the next generation of leaders.
او نقش خود را به عنوان یک توانمند سازنده نسل بعدی رهبران تشخیص داد.
community programs function as empowerers of social mobility and equality.
برنامههای جامعه به عنوان توانمند سازندههای تحرک اجتماعی و برابری عمل میکنند.
the workshop positioned itself as an empowerer of creative professionals.
کارگاه خود را به عنوان یک توانمند سازنده متخصصان خلاق معرفی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید