enamoured

[ایالات متحده]/ɪˈnæməd/
[بریتانیا]/ɪ'næmɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجذوب کسی، عمیقاً در عشق، فریب‌خورده توسط کسی

عبارات و ترکیب‌ها

enamoured of

عاشق

deeply enamoured

به شدت عاشق

enamoured with

عاشق با

totally enamoured

کاملا عاشق

utterly enamoured

کاملا شیفته

completely enamoured

کاملا شیفته

جملات نمونه

it is not difficult to see why Edward is enamoured of her.

بسیار آسان است که بفهمیم چرا ادوارد به او دل داده است.

she was truly enamoured of New York.

او حقیقتاً به نیویورک دل داده بود.

In his youth he was enamoured of music.

در جوانی او عاشق موسیقی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید