fascinated

[ایالات متحده]/ˈfæsɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈfæsəˌneɪtɪd/

ترجمه

adj. بسیار علاقه‌مند یا جذب شده (adj. extremely interested or attracted)

عبارات و ترکیب‌ها

fascinated by it

به آن علاقه مند بودن

i'm fascinated

من مجذوب هستم

she was fascinated

او مجذوب بود

being fascinated

در حال مجذوب شدن

deeply fascinated

به شدت مجذوب

they fascinated me

آنها مرا مجذوب کردند

fascinated audience

مخاطبان مجذوب

quite fascinated

کاملاً مجذوب

truly fascinated

واقعاً مجذوب

he was fascinated

او مجذوب بود

جملات نمونه

i was fascinated by the intricate details of the ancient temple.

من به جزئیات پیچیده معبد باستانی علاقه داشتم.

she was fascinated to learn about the history of the city.

او برای یادگیری در مورد تاریخ شهر هیجان‌زده بود.

the children were fascinated by the magician's tricks.

کودکان از شعبده‌بازی شعبده‌باز هیجان‌زده بودند.

he was fascinated by the way the artist used color.

او از نحوه استفاده رنگ توسط هنرمند هیجان‌زده بود.

we were fascinated by the complexity of the human brain.

ما از پیچیدگی مغز انسان هیجان‌زده بودیم.

i'm fascinated by the science behind space exploration.

من از علم پشت اکتشافات فضایی هیجان‌زده‌ام.

the audience was fascinated by the dancer's grace and skill.

تماشاگران از ظرافت و مهارت رقصنده هیجان‌زده بودند.

she became fascinated with the idea of starting her own business.

او با این ایده شروع کسب و کار خود هیجان‌زده شد.

i was utterly fascinated by the wildlife in the amazon rainforest.

من به طور کامل از حیات وحش در جنگل بارانی آمازون هیجان‌زده بودم.

he was fascinated to discover a new species of butterfly.

او برای کشف گونه جدیدی از پروانه‌ها هیجان‌زده بود.

the students were fascinated by the professor's lecture on quantum physics.

دانشجویان از سخنرانی استاد در مورد فیزیک کوانتوم هیجان‌زده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید