captivated

[ایالات متحده]/ˈkæptɪveɪtɪd/
[بریتانیا]/kap-tiv-ey-tid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوق‌العاده جالب یا جذاب
v. توجه کسی را به‌طور کامل جلب کردن؛ شگفت‌زده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

captivated audience

تماشاگران مجذوب

captivated by beauty

به زیبایی مجذوب شده

captivated hearts

قلب‌های مجذوب

captivated attention

توجه مجذوب

captivated minds

ذهن‌های مجذوب

captivated gaze

نگاه مجذوب

captivated spirit

روح مجذوب

captivated souls

ارواح مجذوب

captivated by story

به داستان مجذوب شده

جملات نمونه

she was captivated by the beauty of the sunset.

او شیفته زیبایی غروب خورشید شد.

he was captivated by her storytelling skills.

او شیفته مهارت داستان‌گویی او شد.

the audience was captivated by the magician's performance.

مخاطبان شیفته‌ی اجرای شعبده‌باز شدند.

they were captivated by the charm of the old city.

آنها شیفته‌ی جذابیت شهر قدیمی شدند.

we were captivated by the sound of the ocean waves.

ما شیفته صدای امواج اقیانوس شدیم.

her artwork captivated the visitors at the gallery.

آثار هنری او بازدیدکنندگان را در گالری مجذوب خود کرد.

the novel captivated readers with its intriguing plot.

رمان با طرح داستان جذابش خوانندگان را مجذوب خود کرد.

he was captivated by the rhythm of the music.

او شیفته ریتم موسیقی شد.

the documentary captivated audiences with its powerful message.

مستند با پیام قدرتمندش مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she felt captivated by the kindness of strangers.

او شیفته‌ی مهربانی غریبه‌ها احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید