encaustic

[ایالات متحده]/ɪnˈkɔːstɪk/
[بریتانیا]/ɪnˈkɔːstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک روش نقاشی با موم گرم
n. یک تکنیک نقاشی با استفاده از موم گرم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

encaustic painting

نقاشی آنیوستیک

encaustic medium

رسانه آنیوستیک

encaustic art

هنر آنیوستیک

encaustic technique

تکنیک آنیوستیک

encaustic wax

موم آنیوستیک

encaustic surface

سطح آنیوستیک

encaustic colors

رنگ‌های آنیوستیک

encaustic layers

لایه‌های آنیوستیک

encaustic process

فرآیند آنیوستیک

encaustic workshop

کارگاه آنیوستیک

جملات نمونه

she created a beautiful encaustic painting.

او یک نقاشی آنکوستیک زیبا خلق کرد.

the encaustic technique involves using hot wax.

تکنیک آنکوستیک شامل استفاده از موم داغ است.

he learned about encaustic art in his workshop.

او در کارگاه خود درباره هنر آنکوستیک یاد گرفت.

encaustic medium can create vibrant colors.

رسانه آنکوستیک می تواند رنگ های زنده ایجاد کند.

many artists experiment with encaustic methods.

بسیاری از هنرمندان با روش های آنکوستیک آزمایش می کنند.

she used encaustic to add texture to her work.

او از آنکوستیک برای افزودن بافت به اثر خود استفاده کرد.

encaustic painting dates back to ancient times.

نقاشی آنکوستیک به دوران باستان باز می گردد.

he enjoys the challenges of encaustic techniques.

او از چالش های تکنیک های آنکوستیک لذت می برد.

encaustic art allows for layering and depth.

هنر آنکوستیک اجازه لایه بندی و عمق را می دهد.

she teaches encaustic workshops at the gallery.

او کارگاه های آنکوستیک را در گالری آموزش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید