fresco

[ایالات متحده]/'freskəʊ/
[بریتانیا]/'frɛsko/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاشی دیواری که بر روی گچ مرطوب با آب و آهک نقاشی شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

ancient frescoes

نقاشی‌های دیواری باستانی

fresco painting technique

تکنیک نقاشی دیواری

al fresco

آلفرسکو

جملات نمونه

This fresco is typical of the painter's early manner.

این نقاشی دیواری نمایانگر سبک اولیه نقاش است.

a fresco of St Catherine being roasted on a wheel.

یک نقاشی دیواری از سنت کاترین که روی چرخ کبابی می‌شود.

The frescoes in these churches are magnificent.

نقاشی‌های دیواری در این کلیساها باشکوه هستند.

The restoration of the frescoes is being widely but not universally acclaimed by art historians.

بازسازی نقاشی‌های دیواری به طور گسترده اما نه به طور جهانی توسط مورخان هنر مورد استقبال قرار گرفته است.

The treatment suites are embellished with heritage frescos evocative of the sensuous and romantic Rajasthani Royal leitmotif.

اتاق‌های درمانی با نقاشی‌های دیواری ارثی تزئین شده‌اند که یادآور نقش و تم عاشقانه و رمانتیک سلطنتی راجستانی است.

From the time of Augustus, these dwellings of wealthy Ephesians, were decorated with beautiful frescoes and mosaics. The houses had luxurious bedrooms, bathrooms, triclinium, and kitchens.

از زمان اوگستوس، این خانه‌های ثروتمندان افسوسی با نقاشی‌های دیواری و موزاییک‌های زیبا تزئین شده بودند. این خانه ها دارای اتاق خواب های مجلل، حمام، تری کلینیوم و آشپزخانه بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید