endemical

[ایالات متحده]/ˌɛn.dɪˈmɛk.əl/
[بریتانیا]/ˌɛn.dɪˈmɛk.əl/

ترجمه

n. بیماری محلی
adj. مربوط به یک منطقه خاص

عبارات و ترکیب‌ها

endemical species

گونه‌ی بومی

endemical plants

گیاهان بومی

endemical fauna

جانوران بومی

endemical region

منطقه بومی

endemical disease

بیماری بومی

endemical culture

فرهنگ بومی

endemical habitat

زیستگاه بومی

endemical biodiversity

تنوع زیستی بومی

endemical issue

مشکل بومی

endemical traits

ویژگی‌های بومی

جملات نمونه

endemical species often face extinction.

گونه‌های بومی اغلب با خطر انقراض مواجه هستند.

endemical plants can be sensitive to climate change.

گیاهان بومی می‌توانند نسبت به تغییرات آب و هوایی حساس باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید