enervating

[ایالات متحده]/ˈɛn.ə.veɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛn.ɚ.veɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث می‌شود فرد احساس خستگی یا کمبود انرژی کند

عبارات و ترکیب‌ها

enervating task

وظیفه خسته‌کننده

enervating heat

گرما خسته‌کننده

enervating routine

برنامه خسته‌کننده

enervating workout

تمرین خسته‌کننده

enervating journey

سفر خسته‌کننده

enervating discussion

بحث خسته‌کننده

enervating environment

محیط خسته‌کننده

enervating experience

تجربه خسته‌کننده

enervating workload

بار کاری خسته‌کننده

enervating performance

عملکرد خسته‌کننده

جملات نمونه

the enervating heat made it hard to concentrate.

گرمای طاقت‌فرسا تمرکز را دشوار می‌کرد.

after an enervating day at work, i just want to relax.

بعد از یک روز طاقت‌فرسا در محل کار، فقط می‌خواهم استراحت کنم.

the enervating routine of daily life can be overwhelming.

روال طاقت‌فرسا زندگی روزمره می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

she found the lecture to be quite enervating.

او سخنرانی را نسبتاً طاقت‌فرسا یافت.

the enervating effects of the long meeting were felt by everyone.

اثرات طاقت‌فرسا جلسه طولانی بر همه احساس شد.

his enervating comments drained the energy from the room.

اظهارات طاقت‌فرسا او انرژی را از اتاق گرفت.

running a marathon can be an enervating experience.

دویدن ماراتن می‌تواند یک تجربه طاقت‌فرسا باشد.

the enervating pace of city life can be exhausting.

سرعت طاقت‌فرسا زندگی در شهر می‌تواند خسته‌کننده باشد.

she felt enervated after staying up all night.

او بعد از بیدار ماندن تمام شب احساس ضعف کرد.

the enervating effects of stress were evident in her performance.

اثرات طاقت‌فرسا استرس در عملکرد او آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید