enfold

[ایالات متحده]/ɪn'fəʊld/
[بریتانیا]/ɪn'fold/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. در آغوش گرفتن; پیچیدن; تا کردن; احاطه کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردenfolds
صفت یا فعل حال استمراریenfolding
قسمت سوم فعلenfolded
زمان گذشتهenfolded

جملات نمونه

he shut off the engine and silence enfolded them.

او موتور را خاموش کرد و سکوت آن‌ها را در بر گرفت.

The mother was enfolding her baby in her arms.

مادر در آغوشش نوزادش را در بر می‌گرفت.

She gently enfolded the baby in a warm blanket.

او به آرامی نوزاد را در یک پتو گرم در بر گرفت.

His arms enfolded her in a tight embrace.

بازوهایش او را در آغوش محکم در بر گرفت.

The tree branches enfolded the small bird's nest.

شاخه های درخت لانه کوچک پرنده را در بر گرفتند.

The cozy blanket enfolded her in a sense of security.

پتو دنج او را در حس امنیت در بر گرفت.

The mother's love seemed to enfold the entire family.

به نظر می‌رسید عشق مادر کل خانواده را در بر گرفته است.

The fog enfolded the city, creating a mysterious atmosphere.

مه شهر را در بر گرفت و فضایی مرموز ایجاد کرد.

The darkness enfolded the room, making it difficult to see.

تاریکی اتاق را در بر گرفت و دیدن را دشوار کرد.

The warm scarf enfolded her neck in comfort.

شال گرم گردنش را با راحتی در بر گرفت.

His words enfolded her in a sense of understanding.

کلماتش او را در حس درک در بر گرفت.

The music seemed to enfold the audience in a spellbinding trance.

به نظر می‌رسید موسیقی مخاطبان را در یک حالت رقص جذاب در بر گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید