envelop

[ایالات متحده]/ɪnˈveləp/
[بریتانیا]/ɪnˈveləp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. احاطه کردن؛ جمع کردن؛ پوشاندن.

عبارات و ترکیب‌ها

seal an envelop

مهر کردن پاکت

address an envelop

نشانی دادن پاکت

lick an envelop

چسباندن پاکت

جملات نمونه

be enveloped in mystery

در پوشش راز بودن

a figure enveloped in a black cloak.

یک شخصیت که در یک شنل سیاه پوشیده شده است.

be enveloped in an atmosphere of joy

در فضایی از شادی غرق شوید.

He enveloped himself in blankets.

او خود را در پتوها پیچید.

The porcelain vase is enveloped in cotton.

گلدان چینی در پنبه پوشیده شده است.

the rain enveloped us in a deafening cataract.

باران ما را در یک آبشار گوش‌خیز فرا گرفت.

a desperate sadness enveloped Ruth.

غم شدید روت را فرا گرفت.

a feeling of despair enveloped him.

احساس ناامیدی او را فرا گرفت.

The opera theatre was soon enveloped in flames.

تئاتر اپرا به زودی در شعله های آتش فرو رفت.

The mountain peak was enveloped in mist and clouds.

قله کوه در مه و ابرها پنهان بود.

There should be some envelopes floating about somewhere.

باید چند پاکت در جایی شناور باشند.

The river appeared as if enveloped in smog.

رودخانه گویی در دود غوطه ور بود.

Objective To clarify the CT criteria for encephalitic stage and enveloped stage of brain abscess.

هدف: روشن کردن معیارهای CT برای مرحله آنفالیتیک و مرحله پوشانده شده آبسه مغزی.

enveloped in bitter cold; a bitter wind.

در سرمای گزنده؛ یک باد سرد.

Addressing envelopes all day long is dreary work.

پاسخ دادن به پاکت‌ها در طول روز کار دلگیری است.

We've gone through all those envelopes I bought last week.

ما تمام آن پاکت هایی که هفته گذشته خریدم را استفاده کردیم.

Have you ordered in enough envelopes this month?

آیا این ماه به اندازه کافی پاکت سفارش داده اید؟

Smoke from the burning house enveloped the whole street.

دود از خانه در حال سوختن کل خیابان را فرا گرفت.

I like to keep a few envelopes about in case I need them.

من دوست دارم چند پاکت در دسترس داشته باشم تا در صورت نیاز از آنها استفاده کنم.

Results The encephalitic stage was characterized by prominent perivascular cuffing.In enveloped stage, five distinct histological zones were seen.

نتایج مرحله آنفالیتیک با تورم عروقی قابل توجه مشخص شد. در مرحله پوشیده شده، پنج منطقه هیستولوژیکی متمایز دیده شد.

نمونه‌های واقعی

The viruses that have an envelope are called enveloped viruses.

ویروس‌هایی که پوشش دارند به عنوان ویروس‌های پوشیده شناخته می‌شوند.

منبع: Osmosis - Microorganisms

He opened the envelop and got a shock.

او پاکت را باز کرد و شوکه شد.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

But I checked the red envelop there were only 2 dollars in there.

اما من پاکت قرمز را بررسی کردم و فقط 2 دلار داخل آن بود.

منبع: Basketball English Class

Panic and chaos are enveloping the entire world.

هراس و هرج و مرج کل جهان را فرا گرفته است.

منبع: Mysteries of the Universe

The flap of the envelop has come unstuck.

درِ پاکت از هم جدا شده است.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

The cure landed inside, just as Sandman was about to completely envelop Peter-Two!

درمان داخل فرود آمد، درست زمانی که سَندمن قصد داشت پتر-دو را به طور کامل فرا بگیرد!

منبع: Spider-Man: No Way Home

That consisted of two matchless lips and a cheek only, her head being still enveloped.

این شامل دو لب بی‌نظیر و فقط یک گونه بود، در حالی که سرش هنوز فرا گرفته شده بود.

منبع: Returning Home

It is literally enveloped the entire hillside.

این به طور کامل کل تپه را فرا گرفته است.

منبع: Khan Academy Open Course: Art and History

Can you give me a return envelop?

آیا می توانید یک پاکت برگشتی به من بدهید؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

These pieces of graphite enveloped uranium rods.

این قطعات گرافیت میله های اورانیوم را فرا گرفته اند.

منبع: Rescue Chernobyl

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید