engels

[ایالات متحده]/ˈɛŋɡəlz/
[بریتانیا]/ˈɛŋɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فیلسوف سوسیالیست آلمانی؛ یکی از بنیانگذاران کمونیسم علمی (۱۸۲۰-۱۸۹۵)
Word Forms
جمعengelss

عبارات و ترکیب‌ها

angels in engels

فرشتگان در انگلستان

engels of mercy

فرشتگان رحمت

engels of light

فرشتگان نور

engels of death

فرشتگان مرگ

engels of fate

فرشتگان سرنوشت

fallen engels

فرشتگان سقوط کرده

guardian engels

فرشتگان محافظ

engels of love

فرشتگان عشق

celestial engels

فرشتگان آسمانی

engels of hope

فرشتگان امید

جملات نمونه

she speaks multiple languages, including engels.

او به چندین زبان از جمله انگلیسی صحبت می‌کند.

engels is often studied in high school literature classes.

انگلیسی اغلب در کلاس‌های ادبیات دبیرستان مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

many people enjoy reading engels' works.

بسیاری از مردم از خواندن آثار انگلیشی لذت می‌برند.

he wrote a book about the philosophy of engels.

او کتابی در مورد فلسفه انگلیسی نوشت.

engels and marx collaborated on several influential texts.

انگلیشی و مارکس روی چندین متن تأثیرگذار با هم همکاری کردند.

understanding engels is crucial for studying marxism.

درک انگلیشی برای مطالعه مارکسیسم بسیار مهم است.

engels' ideas have shaped modern socialist thought.

ایده‌های انگلیشی شکل‌دهنده تفکر سوسیالیستی مدرن بوده‌اند.

students often debate engels' theories in class.

دانشجویان اغلب در کلاس نظریات انگلیشی را مورد بحث قرار می‌دهند.

engels emphasized the importance of class struggle.

انگلیشی بر اهمیت مبارزه طبقاتی تأکید کرد.

many scholars have critiqued engels' viewpoints.

بسیاری از محققان دیدگاه‌های انگلیشی را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید