engendering

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛndərɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛndərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید (یک وضعیت یا شرایط)، باعث شدن، به وجود آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

engendering change

ایجاد تغییر

engendering ideas

ایجاد ایده

engendering trust

ایجاد اعتماد

engendering growth

ایجاد رشد

engendering conflict

ایجاد تضاد

engendering awareness

ایجاد آگاهی

engendering support

ایجاد حمایت

engendering innovation

ایجاد نوآوری

engendering dialogue

ایجاد گفتگو

engendering empathy

ایجاد همدلی

جملات نمونه

engendering new ideas is crucial for innovation.

ایجاد ایده‌های جدید برای نوآوری بسیار مهم است.

the policy is engendering a positive change in the community.

این سیاست باعث ایجاد تغییرات مثبت در جامعه شده است.

engendering trust among team members improves collaboration.

ایجاد اعتماد بین اعضای تیم باعث بهبود همکاری می‌شود.

her actions are engendering a sense of loyalty among her followers.

اقدامات او باعث ایجاد حس وفاداری در میان پیروانش شده است.

engendering empathy in children is essential for their development.

ایجاد همدلی در کودکان برای رشد آنها ضروری است.

the initiative is engendering awareness about environmental issues.

این طرح باعث افزایش آگاهی در مورد مسائل زیست محیطی شده است.

engendering creativity can lead to groundbreaking solutions.

ایجاد خلاقیت می‌تواند منجر به یافتن راه حل‌های نوآورانه شود.

engendering a culture of respect is important in the workplace.

ایجاد فرهنگ احترام در محیط کار مهم است.

they are focused on engendering a sense of community among residents.

آنها بر ایجاد حس اجتماع در بین ساکنان تمرکز دارند.

engendering a love for reading can benefit students greatly.

ایجاد علاقه به مطالعه می‌تواند به طور قابل توجهی به دانش آموزان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید