engine-powered vehicle
وسیله نقلیه موتوری
engine-powered machinery
ماشین آلات موتوری
engine-powered lawnmower
چرکن موتوری
engine-powered saw
چکش موتوری
engine-powered boat
کشتی موتوری
being engine-powered
بودن موتوری
engine-powered equipment
تجهیزات موتوری
engine-powered generator
ژنراتور موتوری
engine-powered tools
ابزارهای موتوری
engine-powered cars
خودروهای موتوری
the old tractor was engine-powered and incredibly reliable.
TRACTOR قدیمی با موتور بود و بسیار پایدار بود.
we watched a demonstration of an engine-powered lawnmower.
ما یک نمایش یک ماشین لیزری موتوری را دیدیم.
the engine-powered wheelchair gave her a new sense of freedom.
کرسي چرخ دوچرخه موتوری او را با حس جدیدی از آزادی می دهد.
the boat had a powerful engine-powered motor.
این قایق یک موتور قدرتمند موتوری داشت.
he prefers engine-powered tools over battery-operated ones.
او ابزارهای موتوری را به جای ابزارهای باتری ای را ترجیح می دهد.
the engine-powered pump efficiently moved water uphill.
پمپ موتوری آب را به طور کارآمد به بالا جابه جا کرد.
the vintage car was a classic engine-powered machine.
این ماشین کلاسیک یک ماشین موتوری کلاسیک بود.
they used an engine-powered generator for emergency power.
آنها یک ژنراتور موتوری را برای توانایی اضطراری استفاده کردند.
the engine-powered saw easily cut through the thick wood.
پرچم موتوری به راحتی از چوب ضخیم عبور کرد.
the small plane was entirely engine-powered.
این هواپیما کاملاً موتوری بود.
he repaired the engine-powered equipment with ease.
او به راحتی تجهیزات موتوری را تعمیر کرد.
engine-powered vehicle
وسیله نقلیه موتوری
engine-powered machinery
ماشین آلات موتوری
engine-powered lawnmower
چرکن موتوری
engine-powered saw
چکش موتوری
engine-powered boat
کشتی موتوری
being engine-powered
بودن موتوری
engine-powered equipment
تجهیزات موتوری
engine-powered generator
ژنراتور موتوری
engine-powered tools
ابزارهای موتوری
engine-powered cars
خودروهای موتوری
the old tractor was engine-powered and incredibly reliable.
TRACTOR قدیمی با موتور بود و بسیار پایدار بود.
we watched a demonstration of an engine-powered lawnmower.
ما یک نمایش یک ماشین لیزری موتوری را دیدیم.
the engine-powered wheelchair gave her a new sense of freedom.
کرسي چرخ دوچرخه موتوری او را با حس جدیدی از آزادی می دهد.
the boat had a powerful engine-powered motor.
این قایق یک موتور قدرتمند موتوری داشت.
he prefers engine-powered tools over battery-operated ones.
او ابزارهای موتوری را به جای ابزارهای باتری ای را ترجیح می دهد.
the engine-powered pump efficiently moved water uphill.
پمپ موتوری آب را به طور کارآمد به بالا جابه جا کرد.
the vintage car was a classic engine-powered machine.
این ماشین کلاسیک یک ماشین موتوری کلاسیک بود.
they used an engine-powered generator for emergency power.
آنها یک ژنراتور موتوری را برای توانایی اضطراری استفاده کردند.
the engine-powered saw easily cut through the thick wood.
پرچم موتوری به راحتی از چوب ضخیم عبور کرد.
the small plane was entirely engine-powered.
این هواپیما کاملاً موتوری بود.
he repaired the engine-powered equipment with ease.
او به راحتی تجهیزات موتوری را تعمیر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید