human-powered

[ایالات متحده]/[ˈhjuːmən ˈpaʊərd]/
[بریتانیا]/[ˈhjuːmən ˈpaʊərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. Powered by human effort; operated by human muscle.; Relying on human power as a source of energy.
n. A device or system that is powered by human effort.
adj. با تلاش انسانی نیرو گرفته شده؛ با عضلات انسانی کار شده؛ متکی بر نیروی انسانی به عنوان منبع انرژی.
n. دستگاه یا سیستمی که با تلاش انسانی نیرو گرفته شده.

عبارات و ترکیب‌ها

human-powered vehicle

وسایل نقلیه با نیروی انسانی

human-powered pump

پمپ با نیروی انسانی

human-powered drill

دریل با نیروی انسانی

human-powered machine

ماشین با نیروی انسانی

human-powered transport

حمل و نقل با نیروی انسانی

being human-powered

داشتن نیروی انسانی

human-powered systems

سیستم‌های با نیروی انسانی

human-powered exercise

ورزش با نیروی انسانی

human-powered innovation

نوآوری با نیروی انسانی

human-powered design

طراحی با نیروی انسانی

جملات نمونه

the mill used a human-powered treadmill to grind the wheat.

آسیاب از یک دستگاه دوچرخه دستی برای آسیاب کردن گندم استفاده می‌کرد.

we're exploring human-powered vehicles as a sustainable transportation option.

ما وسایل نقلیه با نیروی انسانی را به عنوان یک گزینه حمل و نقل پایدار بررسی می‌کنیم.

the artist's sculptures are often created using human-powered tools.

مجسمه‌های هنرمند اغلب با استفاده از ابزارهای با نیروی انسانی ساخته می‌شوند.

the boat relied on human-powered rowing for navigation across the lake.

کشتی برای پیمایش دریاچه به پارو زدن با نیروی انسانی متکی بود.

the exercise machine provides a good workout using human-powered resistance.

دستگاه ورزشی با استفاده از مقاومت با نیروی انسانی، یک تمرین خوب ارائه می‌دهد.

the community garden features a human-powered irrigation system.

باغچه محلی دارای یک سیستم آبیاری با نیروی انسانی است.

the traditional weaving loom was entirely human-powered.

تکمیل سنتی بافت کاملاً با نیروی انسانی کار می‌کرد.

they demonstrated a simple human-powered pump for drawing water.

آنها یک پمپ ساده با نیروی انسانی برای کشیدن آب نشان دادند.

the project aims to develop affordable human-powered agricultural equipment.

هدف پروژه توسعه تجهیزات کشاورزی مقرون به صرفه با نیروی انسانی است.

the children enjoyed playing with the human-powered merry-go-round.

بچه‌ها از بازی با شهربازداری با نیروی انسانی لذت بردند.

the historical exhibit showcased various human-powered inventions from the past.

نمایشگاه تاریخی اختراعات مختلف با نیروی انسانی از گذشته را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید