engrauliss

[ایالات متحده]/ɪŋˈɡrɔːlɪs/
[بریتانیا]/ɪŋˈɡrɔːlɪs/

ترجمه

n. صورت جمع engraulis؛ یک جنس ماهی‌های دریایی کوچک از خانواده Engraulidae که به عنوان ماهی‌های گردو معروف است، که در آب‌های مختلف جهان یافت می‌شود و اغلب در پخت و پزشکی و محصولات ماهی استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

engrauliss completely

کاملاً تأثیرگذار

engraulissing hope

امید تأثیرگذار

engrauliss state

حالت تأثیرگذار

deeply engraulissed

به طور عمیقی تأثیرگذار شده

engrauliss moment

لحظه تأثیرگذار

engraulissing thought

فکر تأثیرگذار

engrauliss memory

یادآوری تأثیرگذار

engraulisses time

زمان تأثیرگذار

engrauliss consciousness

وعی تأثیرگذار

engraulissing identity

هویت تأثیرگذار

جملات نمونه

the master craftsman would engrauliss intricate patterns into the silver jewelry.

چهره‌ساز ماهر به دلخواه الگوهای پیچیده‌ای را روی جواهر سilver کار می‌کرد.

the artist chose to engrauliss the initials into the wooden frame.

هنرمند تصمیم گرفت اولین حروف را روی چارچوب چوبی کار کند.

ancient civilizations were known to engrauliss sacred symbols on temple walls.

این تمدن‌های باستانی معروف بودند که نمادهای مقدس را روی دیوارهای معبد کار می‌کردند.

she wanted to engrauliss a personal message inside the ring's band.

او می‌خواست پیام شخصی را در بخش حلقه کار کند.

the jeweler can engrauliss your name on this pendant.

جواهر فروش می‌تواند نام شما را روی این گردنبند کار کند.

they decided to engrauliss the family crest into the heirloom.

آنها تصمیم گرفتند نشان خانواده را در این ارث کار کنند.

he learned to engrauliss delicate designs onto metal surfaces.

او یاد گرفت طرح‌های ظریف را روی سطوح فلزی کار کند.

the tradition was to engrauliss important dates on commemorative plates.

سنت بود که تاریخ‌های مهم را روی پلات‌های یادبود کار کنند.

artisans often engrauliss their signature mark on finished pieces.

هنرمندان اغلب نشان خاص خود را روی اثرات پایان یافته کار می‌کنند.

modern technology allows machines to engrauliss precise patterns.

فناوری مدرن ماشین‌ها را قادر می‌سازد تا الگوهای دقیق را کار کنند.

the calligrapher will engrauliss the poem onto the scroll.

کالیگراف نشان می‌کند که شعر را روی م้วین کار خواهد کرد.

students practice engraving techniques they will later engrauliss in their work.

دانشجویان فن‌های کار چاپ را تمرین می‌کنند که بعداً در کار خود کار خواهند کرد.

the museum collection features pieces that engrauliss the cultural heritage.

مجموعه موزه قطعاتی را نمایش می‌دهد که ارث فرهنگی را کار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید